stalk

[ایالات متحده]/stɔːk/
[بریتانیا]/stɔːk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساقه اصلی یک گیاه
vt. به طور مخفیانه دنبال کردن یا نزدیک شدن
vi. به طرز سخت یا متکبرانه راه رفتن؛ به آرامی نزدیک شدن
Word Forms
قسمت سوم فعلstalked
شکل سوم شخص مفردstalks
جمعstalks
زمان گذشتهstalked
صفت یا فعل حال استمراریstalking

عبارات و ترکیب‌ها

stalk someone

تعقیب کردن کسی

stalk prey

تعقیب طعمه

stalk quietly

به طور پنهانی تعقیب کردن

stalking behavior

رفتار تعقیب‌کننده

stalk and hunt

تعقیب و شکار

stalk with caution

با احتیاط تعقیب کردن

stalk silently

به طور بی‌صدا تعقیب کردن

corn stalk

ساقه ذرت

flower stalk

ساقه گل

pituitary stalk

ساقه هیپوفیز

جملات نمونه

a cat stalking a bird.

گربه در حال تعقیب پرنده

an electrostatic stalk extractor

یک استخراج‌کننده ساقه الکترواستاتیک

he chewed a stalk of grass.

او یک ساقه چمن می‌جوید.

the tiger stalks the jungle.

ببر در جنگل گشت می‌زند.

fear stalked the camp.

ترس اردوگاه را فرا گرفت.

stalked off in a huff.

با عصبانیت دور شد.

an erect lily stalk; an erect posture.

ساقه زنبق سرپا؛ حالت ایستاده.

the world is stalked by relentless evil.

جهان توسط شر بي امان مورد تعاقب قرار گرفته است.

sporangia may be stalked or sessile.

اسپورنگیا ممکن است ساقه دار یا غیر متحرک باشند.

The stalks are left to be ploughed into the earth for the next planting.

ساقه ها برای کشت بعدی در خاک شخم زده می شوند.

He spent the weekend stalking deer in the Scottish highlands.

او آخر هفته را به تعقیب گوزن در مناطق مرتفع اسکاتلند گذراند.

silicate did not affect the number of millable stalks and sucrose content.

سیلیکات تاثیری بر تعداد ساقه‌های قابل آسیاب و محتوای ساکارز نداشت.

a dark man with hooded eyes stalked her.

یک مرد تاریک با چشمان پنهان او را تعقیب کرد.

for five years she was stalked by a man who would taunt and threaten her.

برای پنج سال او مورد تعقیب یک مردی قرار گرفت که او را اذیت و تهدید می‌کرد.

without another word she turned and stalked out.

بدون اینکه کلمه دیگری بگوید، او برگشت و دور شد.

Petals small, tubular or cup-shaped, shortly stalked, apex ± bilabiate.

گلبرگ ها کوچک، لوله ای یا به شکل فنجانی، کوتاه ساقه، نوک ± دو لوبه.

This text analyses the influence of corn stalk fiber and addition agent to modified fluorgypsum.

این متن به بررسی تأثیر الیاف ساقه ذرت و عامل افزودنی بر فلورجپسوم اصلاح شده می پردازد.

She trimmed the stalks of the tulips before putting them in a vase.

او قبل از قرار دادن آنها در یک گلدان، ساقه های لاله ها را کوتاه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید