petrification

[ایالات متحده]/ˌpɛtrɪfɪˈkeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌpɛtrɪfɪˈkeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند تبدیل مواد آلی به سنگ؛ حالت سنگی یا سفت بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

petrification process

فرآیند فسیل‌شدن

petrification phenomenon

پدیده فسیل‌شدن

petrification rate

نرخ فسیل‌شدن

petrification effects

اثرات فسیل‌شدن

petrification site

محل فسیل‌شدن

petrification theory

نظریه فسیل‌شدن

petrification model

مدل فسیل‌شدن

petrification study

مطالعه فسیل‌شدن

petrification example

مثال فسیل‌شدن

جملات نمونه

the petrification of the ancient forest fascinated scientists.

سنگ‌شدن جنگل باستانی، دانشمندان را مجذوب خود کرد.

petrification can occur when organic material is buried under sediment.

سنگ‌شدگی زمانی رخ می‌دهد که مواد آلی زیر رسوبات دفن شوند.

the museum displayed a stunning example of petrification.

موزه یک نمونه چشمگیر از سنگ‌شدگی را به نمایش گذاشت.

many fossils are a result of the process of petrification.

فسیل‌های بسیاری نتیجه فرآیند سنگ‌شدگی هستند.

she felt a sense of petrification when she saw the ghost.

وقتی شبح را دید، احساس سنگ‌شدگی کرد.

the petrification of his emotions made it hard to connect.

سنگ‌شدگی احساساتش باعث شد ارتباط برقرار کردن برایش دشوار باشد.

petrification can preserve details of ancient life.

سنگ‌شدگی می‌تواند جزئیات زندگی باستان را حفظ کند.

scientists study petrification to understand past environments.

دانشمندان محیط‌های گذشته را با مطالعه سنگ‌شدگی درک می‌کنند.

the petrification process takes thousands of years.

فرآیند سنگ‌شدگی هزاران سال طول می‌کشد.

his petrification in the face of danger was surprising.

سنگ‌شدگی او در برابر خطر غیرمنتظره بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید