empty pews
نیمکتهای خالی
wooden pews
نیمکتهای چوبی
pews filled
نیمکتهای پر
church pews
نیمکتهای کلیسا
pews arranged
نیمکتهای مرتبشده
pews occupied
نیمکتهای اشغالشده
pews in rows
نیمکتها در ردیف
pews for worship
نیمکتها برای عبادت
pews and altar
نیمکتها و محراب
pews with cushions
نیمکتها با کوسن
the church was filled with wooden pews.
کلیسای مملو از نیمکتهای چوبی بود.
people sat quietly in the pews during the service.
افراد در طول مراسم به طور ساکت روی نیمکتها نشسته بودند.
children often fidget in the pews.
کودکان اغلب روی نیمکتها بیقرار میشوند.
the old pews creaked as people shifted.
نیمکتهای قدیمی با جابجایی مردم صدای جیر جیر میدادند.
she decorated the pews for the wedding.
او نیمکتها را برای عروسی تزئین کرد.
he found a quiet spot in the pews to reflect.
او یک جای آرام در نیمکتها برای تفکر پیدا کرد.
the pastor addressed the congregation from the pews.
کشیش از نیمکتها با جمعیتی صحبت کرد.
many churches have padded pews for comfort.
بسیاری از کلیساها نیمکتهای با تشک برای راحتی دارند.
they installed new pews in the renovated chapel.
آنها نیمکتهای جدید را در کاپلا بازسازی شده نصب کردند.
during the sermon, the pews were filled with attentive listeners.
در طول سخنرانی، نیمکتها با شنوندگان گوشدهنده پر شده بود.
empty pews
نیمکتهای خالی
wooden pews
نیمکتهای چوبی
pews filled
نیمکتهای پر
church pews
نیمکتهای کلیسا
pews arranged
نیمکتهای مرتبشده
pews occupied
نیمکتهای اشغالشده
pews in rows
نیمکتها در ردیف
pews for worship
نیمکتها برای عبادت
pews and altar
نیمکتها و محراب
pews with cushions
نیمکتها با کوسن
the church was filled with wooden pews.
کلیسای مملو از نیمکتهای چوبی بود.
people sat quietly in the pews during the service.
افراد در طول مراسم به طور ساکت روی نیمکتها نشسته بودند.
children often fidget in the pews.
کودکان اغلب روی نیمکتها بیقرار میشوند.
the old pews creaked as people shifted.
نیمکتهای قدیمی با جابجایی مردم صدای جیر جیر میدادند.
she decorated the pews for the wedding.
او نیمکتها را برای عروسی تزئین کرد.
he found a quiet spot in the pews to reflect.
او یک جای آرام در نیمکتها برای تفکر پیدا کرد.
the pastor addressed the congregation from the pews.
کشیش از نیمکتها با جمعیتی صحبت کرد.
many churches have padded pews for comfort.
بسیاری از کلیساها نیمکتهای با تشک برای راحتی دارند.
they installed new pews in the renovated chapel.
آنها نیمکتهای جدید را در کاپلا بازسازی شده نصب کردند.
during the sermon, the pews were filled with attentive listeners.
در طول سخنرانی، نیمکتها با شنوندگان گوشدهنده پر شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید