philology

[ایالات متحده]/fɪˈlɒlədʒi/
[بریتانیا]/fɪˈlɑːlədʒi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زبان‌شناسی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

comparative philology

تحلیل تطبیقی

جملات نمونه

The students of the faculties of Uzbek, Russian and Tadjik Philology obtain a qualified knowledge in literature and languages and they are trained as future linguists and specialists in literature.

دانشجویان دانشکده‌های زبان‌شناسی ازبکی، روسی و تاجیکی، دانش تخصصی در زمینه ادبیات و زبان‌ها به دست می‌آورند و به عنوان زبان‌شناسان و متخصصان آینده آموزش می‌بینند.

She studied philology at the university.

او در دانشگاه زبان‌شناسی مطالعه کرد.

His passion for philology led him to pursue a career in academia.

اشتیاق او به زبان‌شناسی باعث شد تا وارد یک شغل آکادمیک شود.

The professor is an expert in historical philology.

این پروفسور در زمینه زبان‌شناسی تاریخی متخصص است.

Philology involves the study of language in historical texts.

زبان‌شناسی شامل مطالعه زبان در متون تاریخی است.

She wrote her thesis on comparative philology.

او پایان‌نامه خود را در مورد زبان‌شناسی تطبیقی نوشت.

The conference will focus on the intersection of philology and literature.

این کنفرانس بر تقاطع زبان‌شناسی و ادبیات تمرکز خواهد کرد.

He published a groundbreaking book on philology last year.

او سال گذشته یک کتاب پیشگامانه در مورد زبان‌شناسی منتشر کرد.

The department offers courses in philology and linguistics.

این بخش دوره‌هایی در زمینه زبان‌شناسی و زبان‌شناسی ارائه می‌دهد.

She is pursuing a graduate degree in philology.

او در حال ادامه تحصیل در رشته زبان‌شناسی است.

The research project delves into the history of philology in China.

این پروژه تحقیقاتی به بررسی تاریخچه زبان‌شناسی در چین می‌پردازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید