phos

[ایالات متحده]/fɒs/
[بریتانیا]/fɑːs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نور (ریشه یونانی به معنی نور)؛ جمع pho (سوپ ویتنامی)
abbr. دفتر خطرات عمومی

عبارات و ترکیب‌ها

photographic memory

حافظه عکاسی

phosphorescent light

نور فسفری

photosynthesis process

فرآیند فتوسنتز

photon emission

پرتوافشانی فوتون

phosphorous acid

اسید فسفریک

light photon

فوتون نور

photic zone

منطقه فتوی

phosphate

فسفرات

phosphorus

فسفر

phosphorescent

فسفری

جملات نمونه

the chemist carefully handled the phosphorus samples in the dark laboratory.

شیمی‌دان به دقت نمونه‌های فسفر را در آزمایشگاه تاریک دست‌کاری کرد.

the phosphorescent paint glowed brightly after being exposed to ultraviolet light.

رنگ‌آمیز فسفری در نور فرابنفش به شدت نورانی می‌شد.

the deep sea creatures displayed a beautiful phosphorescence that mesmerized the divers.

موجودات دریایی عمیق نور فسفری زیبایی را نشان دادند که غواص‌ها را به وجد می‌آورد.

phosgene gas was used as a chemical weapon during world war i.

گاز فوسژن در جنگ جهانی اول به عنوان یک سلاح شیمیایی استفاده می‌شد.

many agricultural soils require additional phosphate fertilizers to support healthy crop growth.

بسیاری از خاک‌های کشاورزی نیاز به کود فسفات اضافی برای حمایت از رشد محصولات سالم دارند.

the phosphorus cycle in aquatic ecosystems is essential for understanding algal blooms.

چرخه فسفر در سیستم‌های آبی برای درک رشد جلبک‌ها ضروری است.

some vintage watch hands contain radium and phosphorus to create a luminous effect.

برخی از دست‌های ساعت‌های قدیمی رادیوم و فسفر حاوی هستند تا اثر نورانی ایجاد کنند.

the phosphorescent dial of the old clock made it easy to read in the dark.

صفحه نمایش فسفری ساعت قدیمی باعث می‌شد که در تاریکی خواندن آسان‌تر شود.

excessive phosphorus runoff from farms can cause serious water pollution problems.

فرسودگی بیش از حد فسفر از مزارع می‌تواند مشکلات آلودگی آب جدی ایجاد کند.

researchers discovered a new phosphorescent compound with potential applications in bioimaging.

محققان یک ترکیب فسفری جدید کشف کردند که کاربردهای احتمالی در تصویربرداری زیستی دارد.

the phosphorus content in these safety matches ensures reliable ignition.

میزان فسفر در این مچ‌های ایمنی اطمینان حاصل می‌کند که اشعال مطمئنی دارند.

patients with photophobia often experience discomfort in brightly lit environments.

بیماران مبتلا به فوتوفرابیزی معمولاً در محیط‌های روشن ناراحتی تجربه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید