photographically

[ایالات متحده]/ˌfəutə'græfikəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که به عکاسی مربوط می‌شود؛ واقع‌گرایانه.

جملات نمونه

The photographer captured the moment photographically.

عکاس لحظه را به صورت عکاسانه ثبت کرد.

She approached the project photographically, focusing on light and composition.

او پروژه را به صورت عکاسانه با تمرکز بر نور و ترکیب بندی پیش برد.

He documented the event photographically for historical records.

او رویداد را به صورت عکاسانه برای بایگانی ثبت کرد.

The artist expressed his emotions photographically through his self-portraits.

هنرمند احساسات خود را از طریق پرتره‌های خود به صورت عکاسانه بیان کرد.

The book features stunning photographically illustrations of wildlife.

کتاب شامل تصاویر خیره‌کننده و عکاسانه حیات وحش است.

The magazine covers are always photographically striking.

جلد مجله همیشه به طور عکاسانه جذاب است.

The exhibition showcases photographically manipulated images.

نمایشگاه تصاویر دستکاری شده به صورت عکاسانه را به نمایش می‌گذارد.

She has a talent for capturing scenes photographically.

او استعداد ثبت صحنه‌ها به صورت عکاسانه دارد.

The documentary was filmed photographically to convey a sense of realism.

مستند به صورت عکاسانه فیلمبرداری شد تا حس واقع‌گرایی را منتقل کند.

The website displays products photographically to attract customers.

وب سایت محصولات را به صورت عکاسانه نمایش می‌دهد تا مشتریان را جذب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید