unphotographically

[ایالات متحده]/[ʌnˈfəʊ.tə.ɡrɑː.fɪ.kli]/
[بریتانیا]/[ʌnˈfoʊ.tə.ɡrɑː.fɪ.kli]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که مرتبط با فتوگرافی نیست؛ بدون ویژگی‌های فتوگرافیکی؛ به گونه‌ای که از فتوگرافی پرهیز می‌کند یا از آن مستقل است.

عبارات و ترکیب‌ها

unphotographically dull

خاکستری و بدون جذابیت

becoming unphotographically

در حال شدن بدون جذابیت عکسی

unphotographically staged

به طور غیر عکسی طراحی شده

unphotographically lit

نورپردازی غیر عکسی

unphotographically presented

نمایش غیر عکسی

unphotographically bland

بی‌滋味 و بدون جذابیت عکسی

unphotographically captured

به طور غیر عکسی ثبت شده

unphotographically framed

چارچوب‌بندی غیر عکسی

unphotographically still

در حالت غیر عکسی ثابت

unphotographically posed

پوزیسیون‌گذاری غیر عکسی

جملات نمونه

the landscape appeared unphotographically dull under the overcast sky.

پردازش تصویری آسمان ابری، منظره را خاموش و بی‌جذب نمود.

the event was unphotographically unremarkable, lacking any visual appeal.

این رویداد از نظر تصویری بی‌ملاحظه بود، هیچ جذابیتی نداشت.

the food presentation was unphotographically basic, a simple plate of rice.

نمایش غذای از نظر تصویری ساده بود، یک پریش بسیار ساده از برنج.

the interior design felt unphotographically sterile and impersonal.

طراحی داخلی از نظر تصویری بی‌حیات و بی‌شخصی بود.

the performance was unphotographically standard, lacking any unique flair.

این اجرای از نظر تصویری استاندارد بود، هیچ چیزی نداشت که آن را منحصر به فرد کند.

the fashion show was unphotographically repetitive, showcasing similar outfits.

این نمایش مد از نظر تصویری تکراری بود، لباس‌های مشابه را نمایش داد.

the museum exhibit was unphotographically arranged, a jumble of artifacts.

این نمایشگاه موزه از نظر تصویری به درستی سازماندهی نشده بود، یک توده از اشیاء باقی مانده.

the wedding reception was unphotographically traditional, following a predictable format.

این جلسه عروسی از نظر تصویری سنتی بود، با یک فرمت قابل پیش‌بینی.

the artist's work was unphotographically abstract, defying easy interpretation.

کار هنرمند از نظر تصویری مفهومی بود، به سادگی قابل تفسیر نبود.

the product packaging was unphotographically bland, failing to attract attention.

بسته‌بندی محصول از نظر تصویری بی‌طعم بود، توجه را جلب نمی‌کرد.

the scene was unphotographically quiet, with no interesting details to capture.

این صحنه از نظر تصویری آرام بود، جزئیات جذابی برای ثبت نداشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید