photophobic

[ایالات متحده]/[ˌfoʊ.toʊˈfɒbɪk]/
[بریتانیا]/[ˌfoʊ.toʊˈfɒbɪk]/

ترجمه

adj. نفرت از نور؛ پرهیز از نور یا ناخوشی با نور؛ مربوط به یا مبتلا به فتوفرابی.
n. حالت نفرت از نور.

عبارات و ترکیب‌ها

photophobic reaction

reaksiه نور گریزی

being photophobic

بودن نور گریز

severely photophobic

خیلی نور گریز

photophobic individuals

افراد نور گریز

became photophobic

نور گریز شد

highly photophobic

بسیار نور گریز

photophobic and anxious

نور گریز و نگران

is photophobic

نور گریز است

remains photophobic

نور گریز باقی می ماند

photophobic tendencies

تendance نور گریزی

جملات نمونه

the patient was photophobic after the eye surgery and needed sunglasses.

بیمار پس از جراحی چشم به نور حساس بود و نیاز به چشم‌پوش داشت.

her photophobic reaction to bright sunlight made her seek shade immediately.

reaksiyon نور روشن خورشید او باعث شد تا فورا به سایه بگردد.

he experienced photophobia following a head injury and had to wear tinted glasses.

وی پس از آسیب دیدگی سر حساسیت نور را تجربه کرد و باید از عینک رنگی استفاده می‌کرد.

the doctor suspected photophobia as a symptom of the underlying neurological condition.

پزشک حساسیت نور را به عنوان یک علامت از شرایط عصبی پایه شک می‌کرد.

the room was dimly lit to accommodate the photophobic child's sensitivity.

این اتاق به خاطر حساسیت کودک حساس به نور، به طور خفیف روشن بود.

medications can sometimes induce photophobia as a side effect.

گاهی اوقات داروها می‌توانند حساسیت نور را به عنوان یک عارضه جانبی ایجاد کنند.

she described a severe photophobic response to fluorescent lighting.

او پاسخ حساسیت نور شدیدی به روشنایی فلورسنت را توصیف کرد.

the neurologist investigated the photophobic symptoms to rule out migraines.

نورولوژیست علائم حساسیت نور را بررسی کرد تا میگراین را رد کند.

exposure to bright screens exacerbated his photophobic condition.

接触明亮的屏幕加剧了他的光敏感状况。

the study examined the prevalence of photophobia in patients with dry eye.

این مطالعه فراگیری حساسیت نور در بیماران با چشم خشک را بررسی کرد.

after the accident, she became noticeably photophobic and avoided outdoor activities.

پس از حادثه، او به طور قابل توجهی حساس به نور شد و فعالیت‌های بیرونی را اجتناب می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید