phytophage

[ایالات متحده]/ˈfaɪtəfeɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈfaɪtəfeɪdʒ/

ترجمه

n. یک حیوان گیاه‌خوار که از گیاهان تغذیه می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

plant phytophage

گیاه، فتوفاژ

phytophage species

گونه‌های فتوفاژ

phytophage damage

آسیب فتوفاژ

phytophage control

کنترل فتوفاژ

phytophage interaction

تعامل فتوفاژ

phytophage population

جمعیت فتوفاژ

phytophage adaptation

سازگاری فتوفاژ

phytophage behavior

رفتار فتوفاژ

phytophage diversity

تنوع فتوفاژ

phytophage ecology

اکولوژی فتوفاژ

جملات نمونه

the phytophage species play a crucial role in the ecosystem.

گونه‌های گیاه‌خوار نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می‌کنند.

farmers often struggle with phytophage pests.

کشاورزان اغلب با آفات گیاه‌خوار دست و پنجه نرم می‌کنند.

understanding phytophage behavior can improve crop management.

درک رفتار گیاه‌خوار می‌تواند مدیریت محصول را بهبود بخشد.

phytophage insects can significantly affect plant health.

حشرات گیاه‌خوار می‌توانند به طور قابل توجهی بر سلامت گیاهان تأثیر بگذارند.

research on phytophage interactions is essential for biodiversity.

تحقیقات در مورد تعاملات گیاه‌خوار برای حفظ تنوع زیستی ضروری است.

some phytophage species have adapted to urban environments.

برخی از گونه‌های گیاه‌خوار خود را با محیط‌های شهری تطبیق داده‌اند.

phytophage populations can explode under favorable conditions.

جمعیت گیاه‌خوارها می‌توانند در شرایط مساعد به طور غیرمنتظره‌ای افزایش یابند.

controlling phytophage numbers can help restore balance in nature.

کنترل تعداد گیاه‌خوارها می‌تواند به بازگرداندن تعادل در طبیعت کمک کند.

phytophage diversity can indicate the health of an ecosystem.

تنوع گیاه‌خوارها می‌تواند نشان‌دهنده سلامت یک اکوسیستم باشد.

some phytophage species are crucial for pollination.

برخی از گونه‌های گیاه‌خوار برای گرده‌افشانی حیاتی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید