picturesquenesses abound
زیباییهای چشمنواز فراوان هستند
picturesquenesses admired
زیباییهای چشمنواز مورد تحسین قرار گرفتند
picturesquenesses captured
زیباییهای چشمنواز به تصویر کشیده شدند
picturesquenesses explored
زیباییهای چشمنواز مورد کاوش قرار گرفتند
picturesquenesses celebrated
زیباییهای چشمنواز جشن گرفته شدند
picturesquenesses revealed
زیباییهای چشمنواز آشکار شدند
picturesquenesses enhanced
زیباییهای چشمنواز تقویت شدند
picturesquenesses appreciated
زیباییهای چشمنواز مورد قدردانی قرار گرفتند
picturesquenesses defined
زیباییهای چشمنواز تعریف شدند
picturesquenesses depicted
زیباییهای چشمنواز به تصویر درآمدند
the picturesquenesses of the countryside attract many tourists.
زیباییهای چشمنواز حومه روستایی، گردشگران زیادی را به خود جذب میکند.
we captured the picturesquenesses of the autumn leaves in our photographs.
ما زیباییهای چشمنواز برگهای پاییزی را در عکسهای خود به تصویر کشیدیم.
her paintings showcase the picturesquenesses of rural life.
نقاشیهای او، زیباییهای زندگی روستایی را به نمایش میگذارند.
the picturesquenesses of the mountain range left us in awe.
زیباییهای چشمنواز رشته کوه ما را شگفتزده کرد.
exploring the picturesquenesses of the old town was a delightful experience.
گردش در زیباییهای چشمنواز شهر قدیمی، تجربهای لذتبخش بود.
photographers often seek out the picturesquenesses of nature for their portfolios.
عکاسان اغلب برای مجموعه آثار خود، به دنبال زیباییهای چشمنواز طبیعت میگردند.
the picturesquenesses of the sunset created a romantic atmosphere.
زیباییهای چشمنواز غروب خورشید، فضایی رمانتیک ایجاد کرد.
travel brochures often highlight the picturesquenesses of popular destinations.
بروشورهای سفر اغلب زیباییهای چشمنواز مقاصد محبوب را برجسته میکنند.
we were mesmerized by the picturesquenesses of the coastal views.
ما مجذوب زیباییهای چشمنواز مناظر ساحلی شدیم.
the picturesquenesses of the festival drew crowds from all over.
زیباییهای چشمنواز جشنواره، جمعیت زیادی را از سرتاسر جمع کرد.
picturesquenesses abound
زیباییهای چشمنواز فراوان هستند
picturesquenesses admired
زیباییهای چشمنواز مورد تحسین قرار گرفتند
picturesquenesses captured
زیباییهای چشمنواز به تصویر کشیده شدند
picturesquenesses explored
زیباییهای چشمنواز مورد کاوش قرار گرفتند
picturesquenesses celebrated
زیباییهای چشمنواز جشن گرفته شدند
picturesquenesses revealed
زیباییهای چشمنواز آشکار شدند
picturesquenesses enhanced
زیباییهای چشمنواز تقویت شدند
picturesquenesses appreciated
زیباییهای چشمنواز مورد قدردانی قرار گرفتند
picturesquenesses defined
زیباییهای چشمنواز تعریف شدند
picturesquenesses depicted
زیباییهای چشمنواز به تصویر درآمدند
the picturesquenesses of the countryside attract many tourists.
زیباییهای چشمنواز حومه روستایی، گردشگران زیادی را به خود جذب میکند.
we captured the picturesquenesses of the autumn leaves in our photographs.
ما زیباییهای چشمنواز برگهای پاییزی را در عکسهای خود به تصویر کشیدیم.
her paintings showcase the picturesquenesses of rural life.
نقاشیهای او، زیباییهای زندگی روستایی را به نمایش میگذارند.
the picturesquenesses of the mountain range left us in awe.
زیباییهای چشمنواز رشته کوه ما را شگفتزده کرد.
exploring the picturesquenesses of the old town was a delightful experience.
گردش در زیباییهای چشمنواز شهر قدیمی، تجربهای لذتبخش بود.
photographers often seek out the picturesquenesses of nature for their portfolios.
عکاسان اغلب برای مجموعه آثار خود، به دنبال زیباییهای چشمنواز طبیعت میگردند.
the picturesquenesses of the sunset created a romantic atmosphere.
زیباییهای چشمنواز غروب خورشید، فضایی رمانتیک ایجاد کرد.
travel brochures often highlight the picturesquenesses of popular destinations.
بروشورهای سفر اغلب زیباییهای چشمنواز مقاصد محبوب را برجسته میکنند.
we were mesmerized by the picturesquenesses of the coastal views.
ما مجذوب زیباییهای چشمنواز مناظر ساحلی شدیم.
the picturesquenesses of the festival drew crowds from all over.
زیباییهای چشمنواز جشنواره، جمعیت زیادی را از سرتاسر جمع کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید