piercingly

[ایالات متحده]/'piəsiŋli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز عمیق نفوذ کننده؛ به طور عمیق و تاثیرگذار.

عبارات و ترکیب‌ها

piercingly cold

سرد و گزنده

piercingly loud

خیلی بلند و زننده

جملات نمونه

Her piercingly blue eyes captivated everyone in the room.

چشمان آبی نافذش هر کسی را در اتاق مسحور کرد.

The piercingly cold wind cut through their jackets.

باد سرد و گزنده از میان لباس‌های آنها عبور کرد.

His piercingly loud voice could be heard from across the room.

صدای بلند و نافذ او از آن طرف اتاق شنیده می‌شد.

She let out a piercingly shrill scream when she saw the spider.

وقتی عنکبوت را دید، فریاد بسیار تیزی کشید.

The piercingly bright light made it difficult to see.

نور بسیار شدید باعث می‌شد دیدن را دشوار کند.

His piercingly critical comments made everyone uncomfortable.

اظهارات انتقادآمیز و نافذ او باعث ناراحتی همه شد.

The piercingly sweet smell of flowers filled the room.

بوی بسیار شیرین گل‌ها اتاق را پر کرد.

She looked at him with a piercingly intense gaze.

او با نگاهی نافذ و شدید به او خیره شد.

The piercingly high-pitched sound of the alarm woke everyone up.

صدای بسیار بلند و زننده آژیر همه را از خواب بیدار کرد.

Her piercingly accurate observations impressed her colleagues.

مشاهدات دقیق و نافذ او همکارانش را تحت تاثیر قرار داد.

نمونه‌های واقعی

The balmy evening was suddenly piercingly, bitingly cold.

غروب دلپذیر به طور ناگهانی بسیار سرد و گزنده شد.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

He dropped his eyes because her own green ones met his so piercingly, almost as if she were not seeing him.

او چشمانش را پایین انداخت زیرا چشمان سبز خودش به طرز نفوذی به چشمان او خیره شده بود، انگار که اصلاً او را نمی دید.

منبع: Gone with the Wind

You read and you're pierced. That's one of the things I try to teach my students–how to write piercingly.

شما می خوانید و مجذوب می شوید. این یکی از چیزهایی است که سعی می کنم به شاگردانم آموزش دهم - چگونه به طور نفوذی بنویسید.

منبع: Brave New World

" Stick it back in the trunk, " Harry advised as the Sneakoscope whistled piercingly, " or it'll wake him up."

" آن را دوباره در صندوق بگذارید،" هری توصیه کرد زیرا Sneakoscope به طرز نفوذی سوت می زد، " وگرنه او را بیدار می کند."

منبع: 3. Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

It's Coppola's strongest movie in years - intimate, queasily truthful and piercingly sad.

این قوی ترین فیلم کوپولا در سال های اخیر است - صمیمی، به طرز آزاردهنده ای صادقانه و به طرز غم انگیزی دلخراش.

منبع: Fresh air

Daniel, piercingly played by Milo Machado Graner, also doesn't know what to believe, as he's torn apart by the loss of his dad and possibly the loss of his mom.

دانیل، که به طرز نفوذی توسط میلو ماچادو گرنر بازی شده است، همچنین نمی داند به چه چیزی باور کند، زیرا از دست دادن پدرش و احتمالاً از دست دادن مادرش در هم شکسته است.

منبع: Fresh air

Next morning a man walks into their camp—a pale, haggard man who looks at them frowningly, piercingly. " That you, Andresen" ? says the man. It is Aronsen, Aronsen the trader.

صبح روز بعد، مردی وارد کمپ آنها شد - مردی رنگ باخته و پریشان که با اخم و به طرز نفوذی به آنها نگاه می کرد. " شما Andresen هستید؟"

منبع: The Growth of the Earth (Part 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید