pikes

[ایالات متحده]/paɪks/
[بریتانیا]/paɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع pike، نوعی نیزه که در گذشته توسط سربازان استفاده می‌شد؛ نوعی ماهی؛ pikes، فرم جمع؛ همچنین به عوارض اشاره دارد
v. فرم سوم شخص مفرد pike، به معنای چاقو زدن با نیزه

عبارات و ترکیب‌ها

sharp pikes

سایه‌های تیز

fishing pikes

سایه‌های ماهیگیری

wooden pikes

سایه‌های چوبی

steel pikes

سایه‌های فولادی

pikes attack

حمله با سرنیز

pikes defense

دفاع با سرنیز

pikes formation

تشکیل با سرنیز

pikes charge

شارژ با سرنیز

pikes battle

نبرد با سرنیز

pikes strategy

استراتژی با سرنیز

جملات نمونه

the fishermen caught several pikes in the lake.

ماهیت‌گیران چندین ماهی سنگریزه را در دریاچه صید کردند.

he used a fishing rod to catch pikes.

او از یک چوب ماهیگیری برای صید ماهی سنگریزه استفاده کرد.

pikes are known for their sharp teeth.

ماهی سنگریزه به دلیل دندان‌های تیزشان مشهور هستند.

many anglers prefer to fish for pikes.

بسیاری از ماهیگیران ترجیح می‌دهند برای ماهی سنگریزه ماهیگیری کنند.

she displayed her trophy pikes on the wall.

او ماهی‌های سنگریزه دستاورد خود را روی دیوار به نمایش گذاشت.

pikes can grow to be quite large.

ماهی‌های سنگریزه می‌توانند بسیار بزرگ شوند.

we saw pikes swimming near the surface.

ما ماهی‌های سنگریزه را در حال شنا کردن نزدیک سطح آب دیدیم.

he shared tips on how to catch pikes.

او نکاتی در مورد نحوه صید ماهی سنگریزه به اشتراک گذاشت.

pikes are often found in freshwater lakes.

ماهی‌های سنگریزه اغلب در دریاچه‌های آب شیرین یافت می‌شوند.

she enjoys cooking pikes for dinner.

او از پختن ماهی سنگریزه برای شام لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید