lances

[ایالات متحده]/lænsɪz/
[بریتانیا]/lænsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شخص سوم مفرد از lance; با یک lancet شکافتن
n. جمع lance; نیزه بلند استفاده شده توسط شوالیه‌ها یا سواره‌نظام

عبارات و ترکیب‌ها

sharp lances

نازک دانه‌ها

wooden lances

نازک دانه‌های چوبی

flying lances

نازک دانه‌های پرنده

ceremonial lances

نازک دانه‌های مراسم

combat lances

نازک دانه‌های جنگی

decorative lances

نازک دانه‌های تزئینی

training lances

نازک دانه‌های آموزشی

metal lances

نازک دانه‌های فلزی

jousting lances

نازک دانه‌های جوستینگ

long lances

نازک دانه‌های بلند

جملات نمونه

the knight charged forward with his lances ready.

شوالیه با نیزه‌های آماده به جلو هجوم برد.

during the tournament, competitors displayed their skill with lances.

در طول مسابقه، شرکت‌کنندگان مهارت خود را با نیزه‌ها نشان دادند.

she decorated the wall with images of lances and shields.

او دیوار را با تصاویری از نیزه‌ها و سپرها تزئین کرد.

the lances were made of sturdy wood for better durability.

نیزه‌ها برای دوام بیشتر از چوب محکم ساخته شده بودند.

he practiced his aim by throwing lances at a target.

او با پرتاب نیزه‌ها به سمت هدف، هدف‌گیری خود را تمرین کرد.

the ancient warriors fought bravely with their lances.

جنگجویان باستانی با شجاعت با نیزه‌های خود جنگیدند.

in the festival, children played with toy lances.

در جشنواره، کودکان با نیزه‌های اسباب‌بازی بازی کردند.

he admired the craftsmanship of the decorative lances.

او هنر ساخت نیزه‌های تزئینی را تحسین کرد.

the lances were used in traditional jousting competitions.

نیزه‌ها در مسابقات سنتی چوگان استفاده می‌شدند.

she collected historical artifacts, including ancient lances.

او آثار باستانی را جمع‌آوری کرد، از جمله نیزه‌های باستانی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید