| جمع | pile-ups |
traffic pile-up
ترافیک پشت سرهم
snow pile-up
انباشت برف
avoid a pile-up
از برخورد پشت سرهم جلوگیری کنید
pile-up occurred
برخورد پشت سرهم رخ داد
data pile-up
انباشت داده
prevent pile-up
از انباشت جلوگیری کنید
major pile-up
برخورد پشت سرهم بزرگ
caused a pile-up
باعث برخورد پشت سرهم شد
pile-up risk
خطر برخورد پشت سرهم
the dishes started to pile up in the sink after the dinner party.
ظروف بعد از مهمانی شام در سینک شروع به انباشته شدن کردند.
emails continued to pile up in my inbox, and i felt overwhelmed.
ایمیلها همچنان در صندوق ورودی من انباشته میشدند و من احساس غرق شدن داشتم.
snow began to pile up on the roof, threatening a collapse.
برف شروع به انباشته شدن روی پشت بام کرد و از فروپاشی هشدار میداد.
the pressure of deadlines caused work to pile up for weeks.
فشار مهلتها باعث شد که کارها برای هفتهها انباشته شوند.
boxes started to pile up in the garage, cluttering the space.
جعبهها شروع به انباشته شدن در گاراژ کردند و فضا را درهم ریختند.
problems continued to pile up, making the situation even more difficult.
مشکلات همچنان انباشته میشدند و وضعیت را حتی دشوارتر میکردند.
the laundry started to pile up, and i needed to do a load.
لباسها شروع به انباشته شدن کردند و من نیاز داشتم یک بار لباسها را بشورم.
unread articles began to pile up on my reading list.
مقالات خوانده نشده شروع به انباشته شدن در لیست خواندن من کردند.
the leaves started to pile up on the lawn after the autumn winds.
برگها پس از وزش بادهای پاییزی شروع به انباشته شدن در چمن کردند.
tasks continued to pile up, requiring a new organizational system.
وظایف همچنان انباشته میشدند و به یک سیستم سازمانی جدید نیاز داشتند.
wood started to pile up near the fireplace, ready for the winter.
چوبها شروع به انباشته شدن در کنار شومینه کردند، آماده برای زمستان.
traffic pile-up
ترافیک پشت سرهم
snow pile-up
انباشت برف
avoid a pile-up
از برخورد پشت سرهم جلوگیری کنید
pile-up occurred
برخورد پشت سرهم رخ داد
data pile-up
انباشت داده
prevent pile-up
از انباشت جلوگیری کنید
major pile-up
برخورد پشت سرهم بزرگ
caused a pile-up
باعث برخورد پشت سرهم شد
pile-up risk
خطر برخورد پشت سرهم
the dishes started to pile up in the sink after the dinner party.
ظروف بعد از مهمانی شام در سینک شروع به انباشته شدن کردند.
emails continued to pile up in my inbox, and i felt overwhelmed.
ایمیلها همچنان در صندوق ورودی من انباشته میشدند و من احساس غرق شدن داشتم.
snow began to pile up on the roof, threatening a collapse.
برف شروع به انباشته شدن روی پشت بام کرد و از فروپاشی هشدار میداد.
the pressure of deadlines caused work to pile up for weeks.
فشار مهلتها باعث شد که کارها برای هفتهها انباشته شوند.
boxes started to pile up in the garage, cluttering the space.
جعبهها شروع به انباشته شدن در گاراژ کردند و فضا را درهم ریختند.
problems continued to pile up, making the situation even more difficult.
مشکلات همچنان انباشته میشدند و وضعیت را حتی دشوارتر میکردند.
the laundry started to pile up, and i needed to do a load.
لباسها شروع به انباشته شدن کردند و من نیاز داشتم یک بار لباسها را بشورم.
unread articles began to pile up on my reading list.
مقالات خوانده نشده شروع به انباشته شدن در لیست خواندن من کردند.
the leaves started to pile up on the lawn after the autumn winds.
برگها پس از وزش بادهای پاییزی شروع به انباشته شدن در چمن کردند.
tasks continued to pile up, requiring a new organizational system.
وظایف همچنان انباشته میشدند و به یک سیستم سازمانی جدید نیاز داشتند.
wood started to pile up near the fireplace, ready for the winter.
چوبها شروع به انباشته شدن در کنار شومینه کردند، آماده برای زمستان.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید