pilfering goods
سرقت کالا
preventing pilfering
جلوگیری از سرقت
caught pilfering
در حالی که سرقت میکردند دستگیر شدند
pilfering risk
خطر سرقت
pilfering case
موارد سرقت
pilfering charges
اتهامات سرقت
pilfering investigation
تحقیقات مربوط به سرقت
pilfering problem
مشکل سرقت
pilfering deterrent
بازدارنده سرقت
pilfering losses
خسارات ناشی از سرقت
the shop assistant suspected him of pilfering small items from the shelves.
کارشناس فروش به او مشکوک بود که اقلام کوچکی را از قفسهها میدزدد.
he was caught pilfering snacks from the vending machine.
او در حال دزدیدن میان وعده از دستگاه خودپردازی گیر افتاد.
pilfering office supplies is a common, albeit petty, crime.
دزدیدن لوازم اداری یک جرم رایج، اگرچه جزئی، است.
the child enjoyed pilfering cookies from the cookie jar.
کودک از دزدیدن بیسکویت از ظرف بیسکویت لذت میبرد.
employees should refrain from pilfering company property.
کارمندان باید از دزدیدن اموال شرکت خودداری کنند.
he risked getting fired for pilfering valuable documents.
او خطر اخراج شدن را به دلیل دزدیدن اسناد با ارزش به جان خرید.
the security cameras were installed to prevent pilfering.
دوربینهای امنیتی برای جلوگیری از سرقت نصب شدند.
pilfering a few coins might seem harmless, but it adds up.
دزدیدن چند سکه ممکن است بیخطر به نظر برسد، اما جمع میشود.
the museum staff were concerned about potential pilfering of artifacts.
پرسنل موزه نگران سرقت احتمالی آثار باستانی بودند.
he admitted to pilfering a pen from his colleague's desk.
او به دزدیدن یک خودکار از میز همکارش اعتراف کرد.
pilfering is a dishonest act and a breach of trust.
سرقت یک عمل نادرست و نقض اعتماد است.
pilfering goods
سرقت کالا
preventing pilfering
جلوگیری از سرقت
caught pilfering
در حالی که سرقت میکردند دستگیر شدند
pilfering risk
خطر سرقت
pilfering case
موارد سرقت
pilfering charges
اتهامات سرقت
pilfering investigation
تحقیقات مربوط به سرقت
pilfering problem
مشکل سرقت
pilfering deterrent
بازدارنده سرقت
pilfering losses
خسارات ناشی از سرقت
the shop assistant suspected him of pilfering small items from the shelves.
کارشناس فروش به او مشکوک بود که اقلام کوچکی را از قفسهها میدزدد.
he was caught pilfering snacks from the vending machine.
او در حال دزدیدن میان وعده از دستگاه خودپردازی گیر افتاد.
pilfering office supplies is a common, albeit petty, crime.
دزدیدن لوازم اداری یک جرم رایج، اگرچه جزئی، است.
the child enjoyed pilfering cookies from the cookie jar.
کودک از دزدیدن بیسکویت از ظرف بیسکویت لذت میبرد.
employees should refrain from pilfering company property.
کارمندان باید از دزدیدن اموال شرکت خودداری کنند.
he risked getting fired for pilfering valuable documents.
او خطر اخراج شدن را به دلیل دزدیدن اسناد با ارزش به جان خرید.
the security cameras were installed to prevent pilfering.
دوربینهای امنیتی برای جلوگیری از سرقت نصب شدند.
pilfering a few coins might seem harmless, but it adds up.
دزدیدن چند سکه ممکن است بیخطر به نظر برسد، اما جمع میشود.
the museum staff were concerned about potential pilfering of artifacts.
پرسنل موزه نگران سرقت احتمالی آثار باستانی بودند.
he admitted to pilfering a pen from his colleague's desk.
او به دزدیدن یک خودکار از میز همکارش اعتراف کرد.
pilfering is a dishonest act and a breach of trust.
سرقت یک عمل نادرست و نقض اعتماد است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید