secretly

[ایالات متحده]/'si:kritli/
[بریتانیا]/ˈsikrɪtlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که برای دیگران ناشناخته یا دیده نشود؛ به طور پنهانی یا غیرمستقیم

جملات نمونه

The President is understood to have secretly left the country.

تصور می شود رئیس جمهور به طور مخفیانه کشور را ترک کرده است.

I think he’s secretly revelling in all the attention.

فکر می‌کنم او به طور مخفیانه از تمام توجه‌ها لذت می‌برد.

He watched them secretly,through a chink in the wall.

او آنها را به طور مخفیانه از طریق یک شکاف در دیوار تماشا کرد.

They secretly entered into collusion with the northern warlords.

آنها به طور مخفیانه با فرماندهان جنگ شمال تبانی کردند.

Friends managed to smuggle him secretly out of the country.

دوستان موفق شدند او را به طور مخفیانه از کشور خارج کنند.

He secretly despised his father.

او به طور مخفیانه از پدرش متنفر بود.

Bill said he was secretly revelling in his new-found fame.

بیل گفت که او به طور مخفیانه از شهرت جدید خود لذت می‌برد.

The controversial experiment involved secretly filming a group of children.

آزمایش بحث‌برانگیز شامل فیلمبرداری مخفیانه از گروهی از کودکان بود.

He secretly hoped that fate would intervene and save him having to meet her.

او به طور مخفیانه امیدوار بود که سرنوشت مداخله کند و از ملاقات با او نجاتش دهد.

He succeeded in his profession, but he always secretly considered himself an impostor.

او در شغل خود موفق بود، اما همیشه به طور مخفیانه خود را یک نامرعی می‌دانست.

Use the victim privacy information that comes secretly to have bilk, extortionary case many.

از اطلاعات خصوصی قربانی که به طور مخفیانه به دست می‌آید برای کلاهبرداری و باج‌گیری در موارد متعدد استفاده کنید.

'It's being put about that she was secretly married to a millionaire.' 'Who put that lie about?'

گفته می‌شود که او به طور مخفیانه با یک میلیونر ازدواج کرده است. چه کسی آن دروغ را منتشر کرد؟

We got married secretly and then presented our parents with a fait accompli.

ما مخفیانه ازدواج کردیم و سپس والدین خود را با یک واقعیت انجام شده مواجه کردیم.

Secretly investigate mugwump of every state's government and fund condition that world financial organization embezzle designated fund;

به طور مخفیانه، وضعیت مالی هر ایالت و شرایطی را که سازمان مالی جهانی وجوه تعیین شده را اختلاس می‌کند، بررسی کنید.

She immediately became involved in an underground movement Aliyah Bet, which secretly organized the expatriation to the promised land of Jews who had escaped Nazi concentration camps.

او بلافاصله در یک جنبش زیرزمینی به نام الیاه بت شرکت کرد که به طور مخفیانه سازماندهی انتقال مهاجران به سرزمین موعود یهودیانی که از اردوگاه‌های کار اجباری نازی فرار کرده بودند را بر عهده داشت.

News men divulged that the two countries had met together secretly several times before they arrived at the peaceful agreement.

خبرنگاران فاش کردند که دو کشور قبل از رسیدن به توافق صلح چندین بار به طور مخفیانه با هم ملاقات کرده اند.

نمونه‌های واقعی

The actress made her exit secretly from an unseen exit.

بازیگر از یک خروج نامرئی به طور مخفیانه خارج شد.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

I had to burn it secretly, he says.

او می‌گوید مجبور بودم به طور مخفیانه آن را بسوزانم.

منبع: CNN 10 Student English March 2018 Collection

He crawled into the barn secretly.

او به طور مخفیانه به داخل طویله خزید.

منبع: 101 Children's English Stories

Jailed gang leaders often give orders secretly through mobile phones.

رهبران باندهای زندانی اغلب به طور مخفیانه از طریق تلفن‌های همراه دستور می‌دهند.

منبع: VOA Special English: World

This is when people get into a network secretly, without permission.

این زمانی است که مردم به طور مخفیانه و بدون اجازه وارد یک شبکه می‌شوند.

منبع: Grandpa and Grandma's grammar class

They want to move money from place to place secretly, without governments knowing about it.

آنها می‌خواهند پول را از مکانی به مکان دیگر به طور مخفیانه جابجا کنند، بدون اینکه دولت‌ها از آن مطلع باشند.

منبع: Slow American English

But secretly, I was hoping for $5,000.

اما به طور مخفیانه، امیدوار بودم ۵۰۰۰ دلار به دست بیاورم.

منبع: CNN 10 Student English March 2018 Collection

No, in this case, to steal means to do something secretly.

نه، در این مورد، دزدیدن به معنای انجام کاری به طور مخفیانه است.

منبع: VOA Special February 2019 Collection

But the BBC was told infanticide is carried out secretly and often goes unreported. Anne Soy.

اما به بی‌بی‌سی گفته شد قتل نوزادان به طور مخفیانه انجام می‌شود و اغلب گزارش نمی‌شود. آن سوی.

منبع: BBC Listening Collection October 2018

People would try to bring goods into the United States secretly, without paying taxes on them.

افراد سعی می‌کردند به طور مخفیانه کالاها را به ایالات متحده وارد کنند، بدون اینکه مالیاتی بر آنها بپردازند.

منبع: VOA Special January 2019 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید