pilgrims

[ایالات متحده]/ˈpɪlɡrɪmz/
[بریتانیا]/ˈpɪlɡrɪmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که به مکان مقدس برای دلایل مذهبی سفر می‌کنند؛ مسافران
v. به زیارت رفتن؛ پرسه زدن

عبارات و ترکیب‌ها

holy pilgrims

حجاج مقدس

pilgrims' journey

سفر زیارت

ancient pilgrims

حجاج باستانی

pilgrims' path

راه زیارت

famous pilgrims

حجاج مشهور

pilgrims' tales

داستان‌های زیارت

devout pilgrims

حجاج متدین

pilgrims' rest

استراحت زیارت

pilgrims' faith

ایمان زیارت

pilgrims' guide

راهنمای زیارت

جملات نمونه

the pilgrims traveled for weeks to reach the holy site.

مسافران برای رسیدن به مکان مقدس هفته‌ها سفر کردند.

many pilgrims gather each year for the annual festival.

هر سال بسیاری از زائران برای جشنواره سالانه گرد هم می آیند.

the pilgrims shared stories around the campfire.

مسافران دور آتش داستان‌هایی با هم به اشتراک گذاشتند.

some pilgrims seek spiritual enlightenment during their journey.

برخی از زائران در طول سفر خود به دنبال روشنگری معنوی هستند.

pilgrims often face challenges on their way to the shrine.

مسافران اغلب در مسیر خود به سمت بارگاه با چالش ها روبرو می شوند.

the route taken by the pilgrims is filled with historical landmarks.

مسیر پیموده شده توسط زائران مملو از مکان های تاریخی است.

many pilgrims find solace in the rituals performed at the temple.

بسیاری از زائران در آیین های انجام شده در معبد آرامش می یابند.

some pilgrims walk barefoot as a sign of devotion.

برخی از زائران به عنوان نشانه ای از تعهد پابرهنه راه می روند.

the experience of the pilgrims is often transformative.

تجربه زائران اغلب دگرگون کننده است.

pilgrims leave offerings at sacred sites to honor their beliefs.

زائران برای ادای احترام به باورهای خود، نذورانی را در مکان های مقدس قرار می دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید