pinnate

[ایالات متحده]/ˈpɪneɪt/
[بریتانیا]/ˈpɪneɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای برگچه‌هایی که در دو طرف یک محور مشترک قرار دارند

عبارات و ترکیب‌ها

pinnate leaves

برگ‌های مرکب بال‌دار

pinnate structure

ساختار مرکب بال‌دار

pinnate arrangement

چیدمان مرکب بال‌دار

pinnate venation

زیراندازی برگ مرکب بال‌دار

pinnate form

شکل مرکب بال‌دار

pinnate pattern

الگوی مرکب بال‌دار

pinnate compound

مرکب بال‌دار

pinnate foliage

پوشش گیاهی مرکب بال‌دار

pinnate traits

ویژگی‌های مرکب بال‌دار

pinnate growth

رشد مرکب بال‌دار

جملات نمونه

the leaves of the plant are pinnate in structure.

برگ‌های گیاه از نظر ساختاری منفرد هستند.

pinnate feathers are common in many bird species.

پرهای منفرد در بسیاری از گونه‌های پرندگان رایج هستند.

the pinnate arrangement of the leaflets enhances photosynthesis.

چیدمان منفرد برگه ها فتوسنتز را افزایش می دهد.

some ferns exhibit pinnate leaf patterns.

سرخس ها الگوهای برگ منفرد را نشان می دهند.

pinnate leaves can be found in various types of trees.

برگ های منفرد را می توان در انواع مختلف درختان یافت.

the botanist studied the pinnate characteristics of the species.

گیاه شناس ویژگی های منفرد گونه را مطالعه کرد.

in botany, pinnate refers to a specific leaf structure.

در گیاه‌شناسی، منفرد به یک ساختار برگ خاص اشاره دارد.

pinnate venation is a common feature in many plants.

زیراندازی منفرد یک ویژگی رایج در بسیاری از گیاهان است.

the design of the pinnate leaf adds to its aesthetic appeal.

طراحی برگ منفرد به جذابیت زیبایی شناسی آن می افزاید.

understanding pinnate structures can help in plant identification.

درک ساختارهای منفرد می تواند به شناسایی گیاهان کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید