piss off
برگرد
take a piss
یک بار رفتن
pissed off
عصبانی
pissing rain
باران شدید
piss oneself
خود را خیس کردن
piss on
روی آن ادرار کردن
He was so angry that he threatened to piss off his boss.
او آنقدر عصبانی بود که تهدید کرد رئیسش را کلافه کند.
The dog lifted its leg to piss on the fire hydrant.
سگ پایش را بلند کرد تا روی هیدانت آتش نشان ادرار کند.
Don't piss away your opportunity to study abroad.
فرصت خود را برای تحصیل در خارج از کشور هدر ندهید.
She felt the urge to piss after drinking a large bottle of water.
بعد از نوشیدن یک بطری بزرگ آب، احساس نیاز به ادرار کرد.
He tried to piss quietly in the middle of the night so as not to wake anyone up.
او سعی کرد که شبانه آرام ادرار کند تا کسی از خواب بیدار نشود.
The comedian's jokes were so funny that they made the audience piss themselves laughing.
جکهای کمدین آنقدر خندهدار بودند که باعث شدند مخاطبان از خنده شلوارشان را خیس کنند.
She was so scared that she nearly pissed her pants.
او آنقدر ترسیده بود که تقریباً شلوارش را خیس کرد.
The rude customer made the waiter so angry that he wanted to piss in his food.
مشتری بی ادب باعث شد گارسون آنقدر عصبانی شود که بخواهد در غذایش ادرار کند.
The toddler is still learning to control when and where he pisses.
کودک خردسال هنوز در حال یادگیری است که چه زمانی و کجا باید ادرار کند.
He pissed off his friends by constantly making offensive comments.
او با ایراد گرفتن مداوم، دوستانش را کلافه کرد.
piss off
برگرد
take a piss
یک بار رفتن
pissed off
عصبانی
pissing rain
باران شدید
piss oneself
خود را خیس کردن
piss on
روی آن ادرار کردن
He was so angry that he threatened to piss off his boss.
او آنقدر عصبانی بود که تهدید کرد رئیسش را کلافه کند.
The dog lifted its leg to piss on the fire hydrant.
سگ پایش را بلند کرد تا روی هیدانت آتش نشان ادرار کند.
Don't piss away your opportunity to study abroad.
فرصت خود را برای تحصیل در خارج از کشور هدر ندهید.
She felt the urge to piss after drinking a large bottle of water.
بعد از نوشیدن یک بطری بزرگ آب، احساس نیاز به ادرار کرد.
He tried to piss quietly in the middle of the night so as not to wake anyone up.
او سعی کرد که شبانه آرام ادرار کند تا کسی از خواب بیدار نشود.
The comedian's jokes were so funny that they made the audience piss themselves laughing.
جکهای کمدین آنقدر خندهدار بودند که باعث شدند مخاطبان از خنده شلوارشان را خیس کنند.
She was so scared that she nearly pissed her pants.
او آنقدر ترسیده بود که تقریباً شلوارش را خیس کرد.
The rude customer made the waiter so angry that he wanted to piss in his food.
مشتری بی ادب باعث شد گارسون آنقدر عصبانی شود که بخواهد در غذایش ادرار کند.
The toddler is still learning to control when and where he pisses.
کودک خردسال هنوز در حال یادگیری است که چه زمانی و کجا باید ادرار کند.
He pissed off his friends by constantly making offensive comments.
او با ایراد گرفتن مداوم، دوستانش را کلافه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید