pitchy voice
صدای گوشخراش
pitchy performance
اجرای گوشخراش
pitchy notes
نتهای گوشخراش
pitchy singing
اجرای آواز گوشخراش
pitchy melody
ملودی گوشخراش
pitchy sound
صدای گوشخراش
pitchy tone
لحن گوشخراش
pitchy rhythm
ریتم گوشخراش
pitchy sections
بخشهای گوشخراش
the singer's voice was a bit pitchy during the performance.
صدای خواننده در طول اجرا کمی نامناسب بود.
her pitchy notes made it hard to enjoy the song.
نتهای نامناسب او باعث شد از شنیدن آهنگ لذت نبرد.
he was criticized for being pitchy in his audition.
او به خاطر صدای نامناسبش در تست مورد انتقاد قرار گرفت.
the band worked hard to fix the pitchy sections of the track.
گروه برای رفع قسمتهای نامناسب آهنگ بسیار تلاش کرد.
during the rehearsal, some parts sounded pitchy.
در طول تمرین، برخی قسمتها نامناسب به نظر میرسید.
she quickly adjusted her singing to avoid being pitchy.
او به سرعت صدای خود را تنظیم کرد تا از نامناسب خواندن جلوگیری کند.
his pitchy delivery made the speech difficult to follow.
ارائه نامناسب او باعث شد سخنرانی را دنبال کردن دشوار باشد.
the feedback noted that the chorus was particularly pitchy.
بازخورد نشان داد که کروس به طور خاص نامناسب بود.
they used auto-tune to correct the pitchy vocals.
آنها از اتون برای تصحیح وکالهای نامناسب استفاده کردند.
despite being pitchy, the performance had a lot of energy.
با وجود نامناسب بودن، اجرا انرژی زیادی داشت.
pitchy voice
صدای گوشخراش
pitchy performance
اجرای گوشخراش
pitchy notes
نتهای گوشخراش
pitchy singing
اجرای آواز گوشخراش
pitchy melody
ملودی گوشخراش
pitchy sound
صدای گوشخراش
pitchy tone
لحن گوشخراش
pitchy rhythm
ریتم گوشخراش
pitchy sections
بخشهای گوشخراش
the singer's voice was a bit pitchy during the performance.
صدای خواننده در طول اجرا کمی نامناسب بود.
her pitchy notes made it hard to enjoy the song.
نتهای نامناسب او باعث شد از شنیدن آهنگ لذت نبرد.
he was criticized for being pitchy in his audition.
او به خاطر صدای نامناسبش در تست مورد انتقاد قرار گرفت.
the band worked hard to fix the pitchy sections of the track.
گروه برای رفع قسمتهای نامناسب آهنگ بسیار تلاش کرد.
during the rehearsal, some parts sounded pitchy.
در طول تمرین، برخی قسمتها نامناسب به نظر میرسید.
she quickly adjusted her singing to avoid being pitchy.
او به سرعت صدای خود را تنظیم کرد تا از نامناسب خواندن جلوگیری کند.
his pitchy delivery made the speech difficult to follow.
ارائه نامناسب او باعث شد سخنرانی را دنبال کردن دشوار باشد.
the feedback noted that the chorus was particularly pitchy.
بازخورد نشان داد که کروس به طور خاص نامناسب بود.
they used auto-tune to correct the pitchy vocals.
آنها از اتون برای تصحیح وکالهای نامناسب استفاده کردند.
despite being pitchy, the performance had a lot of energy.
با وجود نامناسب بودن، اجرا انرژی زیادی داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید