pivots

[ایالات متحده]/ˈpɪv.əts/
[بریتانیا]/ˈpɪv.əts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع pivot; مهم‌ترین شخص یا چیز; مرکز; هسته
v. سوم شخص مفرد pivot; چرخیدن بر روی pivot; متمرکز شدن حول

عبارات و ترکیب‌ها

business pivots

تغییرات تجاری

strategic pivots

تغییرات استراتژیک

rapid pivots

تغییرات سریع

market pivots

تغییرات بازار

team pivots

تغییرات تیم

product pivots

تغییرات محصول

operational pivots

تغییرات عملیاتی

tactical pivots

تغییرات تاکتیکی

creative pivots

تغییرات خلاقانه

financial pivots

تغییرات مالی

جملات نمونه

she pivots quickly to avoid the incoming ball.

او به سرعت برای جلوگیری از توپ ورودی می‌چرخد.

the company pivots its strategy based on market trends.

شرکت استراتژی خود را بر اساس روند بازار تغییر می‌دهد.

he pivots around the idea of innovation in his business.

او در مورد ایده نوآوری در کسب و کار خود می‌چرخد.

they often pivot their focus to customer feedback.

آنها اغلب تمرکز خود را بر بازخورد مشتری تغییر می‌دهند.

the dancer pivots gracefully on her toes.

رقصنده به طور ظریف روی انگشتان پا می‌چرخد.

our team pivots to tackle new challenges as they arise.

تیم ما برای مقابله با چالش‌های جدید در صورت بروز آن‌ها تغییر می‌کند.

she pivots her argument to emphasize the importance of teamwork.

او استدلال خود را تغییر می‌دهد تا اهمیت کار گروهی را برجسته کند.

the project pivots towards sustainability practices.

پروژه به سمت شیوه‌های پایدار تغییر می‌کند.

he pivots his career from finance to technology.

او شغل خود را از امور مالی به فناوری تغییر می‌دهد.

the sports team pivots their game plan mid-season.

تیم ورزشی برنامه بازی خود را در میانه فصل تغییر می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید