business pivots
تغییرات تجاری
strategic pivots
تغییرات استراتژیک
rapid pivots
تغییرات سریع
market pivots
تغییرات بازار
team pivots
تغییرات تیم
product pivots
تغییرات محصول
operational pivots
تغییرات عملیاتی
tactical pivots
تغییرات تاکتیکی
creative pivots
تغییرات خلاقانه
financial pivots
تغییرات مالی
she pivots quickly to avoid the incoming ball.
او به سرعت برای جلوگیری از توپ ورودی میچرخد.
the company pivots its strategy based on market trends.
شرکت استراتژی خود را بر اساس روند بازار تغییر میدهد.
he pivots around the idea of innovation in his business.
او در مورد ایده نوآوری در کسب و کار خود میچرخد.
they often pivot their focus to customer feedback.
آنها اغلب تمرکز خود را بر بازخورد مشتری تغییر میدهند.
the dancer pivots gracefully on her toes.
رقصنده به طور ظریف روی انگشتان پا میچرخد.
our team pivots to tackle new challenges as they arise.
تیم ما برای مقابله با چالشهای جدید در صورت بروز آنها تغییر میکند.
she pivots her argument to emphasize the importance of teamwork.
او استدلال خود را تغییر میدهد تا اهمیت کار گروهی را برجسته کند.
the project pivots towards sustainability practices.
پروژه به سمت شیوههای پایدار تغییر میکند.
he pivots his career from finance to technology.
او شغل خود را از امور مالی به فناوری تغییر میدهد.
the sports team pivots their game plan mid-season.
تیم ورزشی برنامه بازی خود را در میانه فصل تغییر میدهد.
business pivots
تغییرات تجاری
strategic pivots
تغییرات استراتژیک
rapid pivots
تغییرات سریع
market pivots
تغییرات بازار
team pivots
تغییرات تیم
product pivots
تغییرات محصول
operational pivots
تغییرات عملیاتی
tactical pivots
تغییرات تاکتیکی
creative pivots
تغییرات خلاقانه
financial pivots
تغییرات مالی
she pivots quickly to avoid the incoming ball.
او به سرعت برای جلوگیری از توپ ورودی میچرخد.
the company pivots its strategy based on market trends.
شرکت استراتژی خود را بر اساس روند بازار تغییر میدهد.
he pivots around the idea of innovation in his business.
او در مورد ایده نوآوری در کسب و کار خود میچرخد.
they often pivot their focus to customer feedback.
آنها اغلب تمرکز خود را بر بازخورد مشتری تغییر میدهند.
the dancer pivots gracefully on her toes.
رقصنده به طور ظریف روی انگشتان پا میچرخد.
our team pivots to tackle new challenges as they arise.
تیم ما برای مقابله با چالشهای جدید در صورت بروز آنها تغییر میکند.
she pivots her argument to emphasize the importance of teamwork.
او استدلال خود را تغییر میدهد تا اهمیت کار گروهی را برجسته کند.
the project pivots towards sustainability practices.
پروژه به سمت شیوههای پایدار تغییر میکند.
he pivots his career from finance to technology.
او شغل خود را از امور مالی به فناوری تغییر میدهد.
the sports team pivots their game plan mid-season.
تیم ورزشی برنامه بازی خود را در میانه فصل تغییر میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید