plaits

[ایالات متحده]/pleɪts/
[بریتانیا]/pleɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بافت‌ها; چین‌ها; رشته‌های بافته شده
v. بافتن; چین‌دار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

long plaits

بافت‌های بلند

braided plaits

بافت‌های بافته شده

two plaits

دو تا بافت

plaits hairstyle

مدل موی بافت

plaits style

سبک بافت

twisted plaits

بافت‌های پیچ خورده

plaits and braids

بافت و بافت مو

fancy plaits

بافت‌های مجلل

plaits for kids

بافت برای کودکان

messy plaits

بافت‌های نامرتب

جملات نمونه

she wore her hair in beautiful plaits.

او موهایش را به صورت بافته‌های زیبا مرتب کرده بود.

he admired the intricate plaits of her hairstyle.

او بافت‌های پیچیده مدل موی او را تحسین کرد.

plaits can be a stylish way to manage long hair.

بافت‌ها می‌توانند راهی شیک برای مرتب کردن موهای بلند باشند.

she learned how to create various plaits from a tutorial.

او یاد گرفت که چگونه بافت‌های مختلف را از یک آموزش ایجاد کند.

after swimming, her hair was tangled in plaits.

بعد از شنا، موهایش در بافت‌ها گره خورده بود.

plaits are popular among young girls for school.

بافت‌ها در بین دختران جوان برای مدرسه محبوب هستند.

she decided to undo her plaits for a change.

او تصمیم گرفت برای تغییر بافت‌هایش را باز کند.

he often helps his sister with her plaits.

او اغلب به خواهرش در بافتن موهایش کمک می‌کند.

plaits can keep hair neat and tidy throughout the day.

بافت‌ها می‌توانند موها را در طول روز مرتب و منظم نگه دارند.

she added colorful ribbons to her plaits for a festive look.

او برای داشتن ظاهری جشن، نوارهای رنگارنگ به بافت‌هایش اضافه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید