twists

[ایالات متحده]/twɪsts/
[بریتانیا]/twɪsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را به شکل متفاوتی بچرخانید یا خم کنید؛ تحریف یا نادرست نشان دهید؛ چرخش یا دور زدن؛ چیزی را بپیچید یا بچرخانید

عبارات و ترکیب‌ها

plot twists

پیچش‌های داستانی

twists and turns

پیچ‌وخم‌ها

twists of fate

پیچش‌های سرنوشت

twists in time

پیچش‌های زمانی

twists of logic

پیچش‌های منطقی

twists of story

پیچش‌های داستان

twists and bends

پیچ‌وخم و انحنا

twists in plot

پیچش در طرح

twists of adventure

پیچش‌های ماجراجویانه

جملات نمونه

life is full of unexpected twists.

زندگی پر از پیچ و خم های غیرمنتظره است.

the plot twists in the movie were surprising.

پیچش های داستان در فیلم غیرمنتظره بود.

she added some twists to the traditional recipe.

او پیچش هایی به دستورالعمل سنتی اضافه کرد.

his story had many twists and turns.

داستان او پیچ و خم های زیادی داشت.

life sometimes takes unexpected twists.

گاهی اوقات زندگی پیچ و خم های غیرمنتظره ای به خود می گیرد.

the dancer performed impressive twists and turns.

رقصنده حرکات نمایشی پیچ و خم انجام داد.

she enjoys adding creative twists to her artwork.

او از افزودن پیچش های خلاقانه به آثار هنری خود لذت می برد.

the story's twists kept the audience engaged.

پیچش های داستان مخاطبان را درگیر نگه داشت.

he twisted the truth to make it more interesting.

او حقیقت را تحریف کرد تا آن را جالب تر کند.

there were many twists in the plot of the novel.

پیچش های زیادی در داستان رمان وجود داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید