planers

[ایالات متحده]/[ˈplɑːnəz]/
[بریتانیا]/[ˈplɑːnərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ابزار قدرتی با یک چرخ چرخان که برای صیقل دادن چوب یا سایر مواد استفاده می‌شود؛ افرادی که در برنامه‌ریزی چیزی دخیل هستند؛ یک نفر که برنامه‌ها می‌سازد یا چیزها را تنظیم می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

planers work

کارکردن ماشین حساب

planers' manual

دستورالعمل ماشین حساب

planers' guide

راهنمای ماشین حساب

جملات نمونه

we need to purchase new planers for the woodworking shop.

باید ماشین‌های چرخ دوخت جدید برای کارگاه تولید چوب بخریم.

the carpenter used planers to smooth the rough boards.

چوبکار از ماشین‌های چرخ دوخت برای صیقل دادن تخته‌های خشن استفاده کرد.

ensure the planers are properly adjusted before use.

قبل از استفاده از ماشین‌های چرخ دوخت مطمئن شوید که به درستی تنظیم شده‌اند.

safety glasses are essential when operating planers.

وقتی از ماشین‌های چرخ دوخت استفاده می‌کنید، چشم‌پوست چشم ضروری است.

the planers efficiently removed material from the lumber.

ماشین‌های چرخ دوخت مواد را به طور کارآمد از چوب حذف کردند.

regular maintenance extends the lifespan of the planers.

نگهداری منظم عمر ماشین‌های چرخ دوخت را افزایش می‌دهد.

he compared the results of hand planing versus using planers.

او نتایج چرخ دوخت دستی را با استفاده از ماشین‌های چرخ دوخت مقایسه کرد.

the workshop has a variety of planers for different tasks.

کارگاه دستگاه‌های چرخ دوخت مختلفی برای وظایف متفاوت دارد.

careful setup is crucial for achieving consistent results with planers.

نصب دقت‌آمیز برای دستیابی به نتایج یکنواخت با ماشین‌های چرخ دوخت ضروری است.

the planers were noisy, but incredibly effective.

ماشین‌های چرخ دوخت سر و صدای زیادی داشتند، اما بسیار مؤثر بودند.

we’re researching the best brands of industrial planers.

ما به دنبال بررسی بهترین برندهای ماشین‌های چرخ دوخت صنعتی هستیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید