dust

[ایالات متحده]/dʌst/
[بریتانیا]/dʌst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پودر ریز، خشک که از ذرات ریز خاک یا مواد زائد تشکیل شده است
vt. & vi. برای حذف گرد و غبار با برس زدن یا پاک کردن
vt. برای پاشیدن (پودر) بر روی چیزی.
Word Forms
قسمت سوم فعلdusted
صفت یا فعل حال استمراریdusting
جمعdusts
شکل سوم شخص مفردdusts
زمان گذشتهdusted

عبارات و ترکیب‌ها

dust particles

ذرات گرد و غبار

dust storm

طوفان گرد و غبار

dust off

پاک کردن گرد و غبار

dust mask

ماسک گرد و غبار

in the dust

در گرد و غبار

dust removal

از بین بردن گرد و غبار

dust collector

گرد و غبار جمع‌کن

coal dust

گرد و غبار زغال سنگ

dust collection

جمع‌آوری گرد و غبار

dust control

کنترل گرد و غبار

dust concentration

غلظت گرد و غبار

dust catcher

گرد گیر

dust remover

جذب گرد و غبار

dust explosion

انفجار گرد و غبار

dust emission

انتشار گرد و غبار

fine dust

گرد و غبار ریز

flue dust

گرد و غبار دودکش

dust filter

فیلتر گرد و غبار

dust content

میزان گرد و غبار

dust particle

ذره گرد و غبار

dust and ashes

گرد و غبار و خاکستر

dust bowl

کاسه گرد و غبار

جملات نمونه

a film of dust on the piano.

یک لایه گرد و غبار روی پیانو

yellow dust of the flowers

گرد و غبار زرد گل ها

dust a cake with sugar

کیک را با شکر بپوشانید

aspirate dust into the lung

گرد و غبار را وارد ریه بکشید

There is a lot of dust on this table.

مقدار زیادی گرد و غبار روی این میز وجود دارد.

to dust sugar on to a cake

شکر را روی کیک بپاشید

a collection of dust on the piano.

مجموعه‌ای از گرد و غبار روی پیانو.

This is the dust of our ancestors.

این گرد و غبار اجداد ماست.

a thick odour of dust and perfume.

بوی غلیظ گرد و غبار و عطر.

shook the dust from the cushions.

گرد و غبار را از بالش ها تکان داد.

The dust was blowing in the streets.

گرد و غبار در خیابان ها در حال وزش بود.

He swept the dust away.

او گرد و غبار را کنار زد.

microscopic specks of dust

ذرات گرد و غبار میکروسکوپی

a dust shield blotting out the sun.

سپر غباری که خورشید را پنهان می‌کرد.

a film of dust coated the floor.

یک لایه گرد و غبار کف را پوشاند.

dust and dirt collect so quickly .

گرد و غبار و خاک به سرعت جمع می شوند.

scatter my dust and ashes.

گرد و خاک و خاکستر من را پراکنده کنید.

a quick dust, to get rid of the cobwebs.

یک تمیز کردن سریع، برای خلاص شدن از عنکبوت ها.

he'd had a dust-up with Vera.

او با ورا درگیری پیدا کرده بود.

نمونه‌های واقعی

He puts some fairy dust on their shoulders.

او کمی گرد و غبار جادویی روی شانه‌های آنها می‌پاشد.

منبع: Peter Pan

The only difference is that there's not enough dust.

تنها تفاوت این است که گرد و غبار کافی وجود ندارد.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

Gas and dust are inside these arms.

گاز و گرد و غبار داخل این بازوها هستند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Dust storms rage across the planet.

طوفان‌های گرد و غبار در سراسر سیاره خشمگین هستند.

منبع: Searching for life on Mars

I just want to get the dust off.

من فقط می‌خواهم گرد و غبار را پاک کنم.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

There is so much dust on the table.

خیلی گرد و غبار روی میز وجود دارد.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

I'm pooping the same... I'm pooping the dust spot.

من همان کار را انجام می دهم... من در حال دفع نقطه گرد و غبار هستم.

منبع: Listening Digest

However, if something bites the dust, it has failed.

با این حال، اگر چیزی از بین برود، شکست خورده است.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

It dashes the dust with its numberless feet.

این گرد و غبار را با پای‌های بی‌شمارش از بین می‌برد.

منبع: Original Chinese Language Class in American Elementary Schools

Gradually, dust and plant debris will cover the resin.

به تدریج، گرد و غبار و بقایای گیاهی سطح رزین را پوشش خواهند داد.

منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید