planeta

[ایالات متحده]/[ˈplanɪtə]/
[بریتانیا]/[ˈplanɪtə]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جسم آسمانی که در مدار بیضی‌شکلی به دور یک ستاره حرکت می‌کند؛ یک سیاره، به ویژه در منظومه شمسی؛ یک دنیا؛ یک کره.

عبارات و ترکیب‌ها

planeta's orbit

مدار planeta

planeta exploration

بررسی planeta

planeta system

سیستم planeta

planeta formation

تشکیل planeta

planeta life

زندگی planeta

planeta research

پژوهش planeta

planeta discovery

کشف planeta

planeta surface

سطح planeta

planeta rotation

چرخش planeta

planeta composition

تولید planeta

جملات نمونه

we need to planeta a trip to italy next summer.

ما نیاز به برنامه ریزی یک سفر به ایتالیا در تابستان آینده داریم.

can you planeta a birthday party for my son?

آیا می توانید یک پارتی تولد برای پسر من برنامه ریزی کنید؟

the marketing team will planeta a new campaign.

تیم بازاریابی یک کمپین جدید را برنامه ریزی خواهد کرد.

let's planeta a surprise for our friend's wedding.

بیایید یک مفاجات برای ازدواج دوستمان برنامه ریزی کنیم.

the architect planeta the building's layout carefully.

معمار به دقت چیدمان ساختمان را برنامه ریزی می کند.

they planeta a fundraising event for the charity.

آنها یک رویداد جمع آوری کمک برای خیریه را برنامه ریزی می کنند.

it's important to planeta your finances for retirement.

برنامه ریزی مالی شما برای بازنشستگی مهم است.

the company planeta a strategic expansion into new markets.

شرکت یک گسترش استراتژیک به بازارهای جدید را برنامه ریزی می کند.

we should planeta our route before the road trip.

ما باید قبل از سفر اتومبیلی مسیر خود را برنامه ریزی کنیم.

the event organizers planeta a detailed schedule.

سازمانگران رویداد یک برنامه جزئیاتی را برنامه ریزی می کنند.

planeta a fun weekend getaway for the family.

برنامه ریزی یک روز گذارنده جالب برای خانواده.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید