plantlet

[ایالات متحده]/ˈplæntlɪt/
[بریتانیا]/ˈplæntlɪt/

ترجمه

n. یک گیاه کوچک یا نهال
Word Forms
جمعplantlets

عبارات و ترکیب‌ها

young plantlet

گیاهچه جوان

rooted plantlet

گیاهچه ریشه دار

plantlet growth

رشد گیاهچه

plantlet propagation

تکثیر گیاهچه

plantlet transfer

انتقال گیاهچه

plantlet care

مراقبت از گیاهچه

plantlet development

توسعه گیاهچه

plantlet survival

بقای گیاهچه

plantlet stage

مرحله گیاهچه

plantlet culture

کشت گیاهچه

جملات نمونه

the plantlet needs sufficient light to grow healthy.

گیاهچه برای رشد سالم به نور کافی نیاز دارد.

after a few weeks, the plantlet will develop roots.

پس از چند هفته، گیاهچه ریشه خواهد داد.

you can propagate a new plantlet from a leaf cutting.

شما می توانید یک گیاهچه جدید را از طریق قلمه برگ تکثیر کنید.

the plantlet requires regular watering to thrive.

گیاهچه برای رشد و شکوفایی به آبیاری منظم نیاز دارد.

transplant the plantlet into a larger pot for more space.

گیاهچه را به یک گلدان بزرگتر برای فضای بیشتر منتقل کنید.

a healthy plantlet can enhance the beauty of your garden.

یک گیاهچه سالم می تواند زیبایی باغ شما را افزایش دهد.

ensure the plantlet is protected from harsh weather conditions.

اطمینان حاصل کنید که گیاهچه از شرایط آب و هوایی نامساعد محافظت می شود.

fertilizing the plantlet can promote faster growth.

کاشت کود برای گیاهچه می تواند رشد سریعتر را تقویت کند.

monitor the plantlet for any signs of pests or disease.

گیاهچه را برای علائم آفات یا بیماری بررسی کنید.

each plantlet should have enough space to grow.

هر گیاهچه باید فضای کافی برای رشد داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید