platos bowl
تالرهای پلاتوس
platos plates
تالرهای پلاتوس
platos served
تالرهای پلاتوس سرو کردن شده
platos' design
طراحی تالرهای پلاتوس
platos in use
تالرهای پلاتوس در حال استفاده
platos were broken
تالرهای پلاتوس شکسته شدند
platos are clean
تالرهای پلاتوس تمیز هستند
platos were washed
تالرهای پلاتوس شسته شدند
platos will be used
تالرهای پلاتوس استفاده خواهند شد
the waiter cleared the dirty platos from the table.
خدمتکار لباسهای گِل شده را از روی میز پاک کرد.
she arranged a variety of cheeses on the wooden platos.
او چند نوع پنیرو را روی لباسهای چوبی پراکنده گذاشت.
please hand me those clean platos from the cabinet.
لطفاً لباسهای تمیز از کابینت را به من بده.
the main course was served on large, white platos.
غذای اصلی روی لباسهای سفید و بزرگ سرو شد.
we need to buy more platos for the dinner party.
ما نیاز داریم تا برای جشن عشایی بیشتر لباس بخریم.
the ceramic platos were handmade by local artisans.
لباسهای سرامیکی توسط هنرمندان محلی دست ساز شده بود.
he dropped the stack of platos, breaking three of them.
او لباسهای لایهای را رها کرد و سه تای آن را شکست.
the restaurant uses decorative platos for appetizers.
رستوران لباسهای زیبایی را برای مقدمات استفاده میکند.
you should wash the platos before drying them.
شما باید لباسها را قبل از خشک کردن بشویید.
the display case featured antique silver platos.
کیفیت نمایش لباسهای نقرهای باستانی را داشت.
she placed the sizzling platos on a heat-resistant mat.
او لباسهای در حال جوشیدن را روی یک مات مقاوم به حرارت قرار داد.
platos bowl
تالرهای پلاتوس
platos plates
تالرهای پلاتوس
platos served
تالرهای پلاتوس سرو کردن شده
platos' design
طراحی تالرهای پلاتوس
platos in use
تالرهای پلاتوس در حال استفاده
platos were broken
تالرهای پلاتوس شکسته شدند
platos are clean
تالرهای پلاتوس تمیز هستند
platos were washed
تالرهای پلاتوس شسته شدند
platos will be used
تالرهای پلاتوس استفاده خواهند شد
the waiter cleared the dirty platos from the table.
خدمتکار لباسهای گِل شده را از روی میز پاک کرد.
she arranged a variety of cheeses on the wooden platos.
او چند نوع پنیرو را روی لباسهای چوبی پراکنده گذاشت.
please hand me those clean platos from the cabinet.
لطفاً لباسهای تمیز از کابینت را به من بده.
the main course was served on large, white platos.
غذای اصلی روی لباسهای سفید و بزرگ سرو شد.
we need to buy more platos for the dinner party.
ما نیاز داریم تا برای جشن عشایی بیشتر لباس بخریم.
the ceramic platos were handmade by local artisans.
لباسهای سرامیکی توسط هنرمندان محلی دست ساز شده بود.
he dropped the stack of platos, breaking three of them.
او لباسهای لایهای را رها کرد و سه تای آن را شکست.
the restaurant uses decorative platos for appetizers.
رستوران لباسهای زیبایی را برای مقدمات استفاده میکند.
you should wash the platos before drying them.
شما باید لباسها را قبل از خشک کردن بشویید.
the display case featured antique silver platos.
کیفیت نمایش لباسهای نقرهای باستانی را داشت.
she placed the sizzling platos on a heat-resistant mat.
او لباسهای در حال جوشیدن را روی یک مات مقاوم به حرارت قرار داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید