plausibly

[ایالات متحده]/'plɔ:zəbli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی قابل باور

جملات نمونه

The witness's testimony was plausibly accurate.

شهادت شاهد به احتمال زیاد دقیق بود.

She plausibly explained her absence from the meeting.

او به احتمال زیاد غیبت خود را از جلسه توضیح داد.

The suspect's alibi seemed plausibly true.

مدعای بی‌گناهی مظنون به احتمال زیاد درست به نظر می‌رسید.

The theory is plausibly supported by scientific evidence.

این نظریه به احتمال زیاد با شواهد علمی پشتیبانی می‌شود.

He plausibly argued his case in court.

او به احتمال زیاد پرونده خود را در دادگاه مطرح کرد.

The proposal was plausibly rejected by the board.

پیشنهاد به احتمال زیاد توسط هیئت مدیره رد شد.

Her explanation was plausibly accepted by the teacher.

توضیحات او به احتمال زیاد توسط معلم پذیرفته شد.

The decision to postpone the event was plausibly made.

تصمیم به تعویق انداختن رویداد به احتمال زیاد اتخاذ شد.

The new policy was plausibly implemented by the company.

این سیاست جدید به احتمال زیاد توسط شرکت اجرا شد.

The idea was plausibly considered by the team.

ایده به احتمال زیاد توسط تیم در نظر گرفته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید