plebeians

[ایالات متحده]/plɪˈbiːənz/
[بریتانیا]/plɪˈbiːənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مردم عادی روم باستان؛ طبقات اجتماعی پایین؛ مردم عادی؛ افراد معمولی؛ افرادی که به عنوان فاقد ظرافت یا فرهنگ در نظر گرفته می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

common plebeians

عامة الناس

plebeians unite

اتحاد اشراف‌زاده‌ها

plebeians' rights

حقوق اشراف‌زاده‌ها

plebeians' voice

صدای اشراف‌زاده‌ها

plebeians revolt

قیام اشراف‌زاده‌ها

plebeians' struggle

مبارزه اشراف‌زاده‌ها

plebeians' demands

مطالبات اشراف‌زاده‌ها

plebeians rise

ظهور اشراف‌زاده‌ها

plebeians' plight

وضعیت اسفناک اشراف‌زاده‌ها

plebeians' perspective

دیدگاه اشراف‌زاده‌ها

جملات نمونه

the plebeians demanded more rights from the government.

مردم عادی خواستار حقوق بیشتر از دولت شدند.

in ancient rome, plebeians fought for their place in society.

در روم باستان، مردم عادی برای جایگاه خود در جامعه جنگیدند.

plebeians often struggled to make their voices heard.

مردم عادی اغلب برای شنیده شدن صدایشان تلاش می کردند.

the rights of plebeians were often overlooked by the elite.

حقوق مردم عادی اغلب توسط اشراف نادیده گرفته می شد.

plebeians played a crucial role in the revolution.

مردم عادی نقش مهمی در انقلاب ایفا کردند.

many plebeians were unhappy with their living conditions.

بسیاری از مردم عادی از شرایط زندگی خود ناراضی بودند.

the plebeians organized protests to demand change.

مردم عادی برای درخواست تغییرات اعتراضات سازماندهی کردند.

plebeians were often seen as the backbone of the economy.

مردم عادی اغلب به عنوان ستون فقرات اقتصاد دیده می شدند.

in literature, plebeians are sometimes portrayed as heroes.

در ادبیات، مردم عادی گاهی اوقات به عنوان قهرمان به تصویر کشیده می شوند.

the struggles of plebeians are often highlighted in history.

در تاریخ، مبارزات مردم عادی اغلب برجسته می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید