plethoric

[ایالات متحده]/plɪˈθɔːrɪk/
[بریتانیا]/pləˈθɔrɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیش از حد یا اغراق‌آمیز؛ مربوط به یا مشخصه‌ای از اضافی بودن خون؛ به‌طور پزشکی مرتبط با هایپرمیا

عبارات و ترکیب‌ها

plethoric response

پاسخ فراخ

plethoric condition

وضعیت فراخ

plethoric symptoms

علائم فراخ

plethoric population

جمعیت فراخ

plethoric flow

جریان فراخ

plethoric market

بازار فراخ

plethoric atmosphere

فضای فراخ

plethoric emotions

احساسات فراخ

plethoric appetite

اشتهای فراخ

plethoric lifestyle

سبک زندگی فراخ

جملات نمونه

the plethoric garden was filled with vibrant flowers.

باغ پرعظمتی با گل‌های زنده و پر جنب و جوش پر شده بود.

his plethoric enthusiasm was contagious.

اشتیاق فراخک او مسری بود.

the plethoric buffet offered a variety of dishes.

منوی پرعظمی انواع غذاها را ارائه می داد.

she felt plethoric joy at the surprise party.

او در مهمانی غافلگیری، شادی فراخک احساس کرد.

the plethoric crowd cheered for the team.

جمعیت فراخک برای تیم تشویق کرد.

his plethoric knowledge impressed everyone.

دانش فراخک او همه را تحت تاثیر قرار داد.

the plethoric library housed thousands of books.

کتابخانه پرعظمتی میزبان هزاران کتاب بود.

she had a plethoric imagination that inspired her art.

او تخیل فراخکی داشت که الهام بخش هنر او بود.

the plethoric atmosphere at the festival was electrifying.

فضای پرعظمتی در جشنواره، هیجان انگیز بود.

his plethoric appetite was hard to satisfy.

اشتهای فراخک او را به سختی می توان سیر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید