overflowing

[ایالات متحده]/ˌəuvə'fləuiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرریز، اضافی
adj. سرریز، اضافی، پر به حداکثر
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریoverflowing

جملات نمونه

the overflowing bounty of nature.

وفور منافع طبیعت

The milk is overflowing the cup.

شیر لیوان را سرریز می کند.

The nurse is overflowing with love.

پرستار سرشار از عشق است.

a house overflowing with guests;

خانه‌ای پر از مهمان;

boxes overflowing with bright flowers.

جعبه‌هایی پر از گل‌های رنگارنگ.

The stands were overflowing with farm and sideline products.

غرفه ها مملو از محصولات کشاورزی و حاشیه ای بودند.

she stubbed out her cigarette in the overflowing ashtray.

او ته سیگارش را در زیرسیگاری پر سرکوب کرد.

Say unto them which daub it with untempered morter, that it shall fall: there shall be an overflowing shower;

به آنها بگو که آن را با ملات غیرقابل استفاده نقاشی می‌کنند، آن سقوط خواهد کرد: بارانی سیل‌آسا خواهد بود;

نمونه‌های واقعی

By the mid-1800s, the city was literally overflowing with crap.

در اواسط دهه 1800، شهر به طور واقعی پر شده از زباله بود.

منبع: Gates Couple Interview Transcript

The lava lake is now overflowing in three different areas.

دریاچه گدازه اکنون در سه منطقه مختلف در حال سرریز است.

منبع: Travel to the Earth's interior

If you're a highly intelligent individual, this list is probably overflowing.

اگر شما یک فرد بسیار باهوش هستید، احتمالاً این لیست پر شده است.

منبع: Psychology Mini Class

They can easily talk about any subject and seem to be overflowing with interesting ideas.

آنها به راحتی می توانند در مورد هر موضوعی صحبت کنند و به نظر می رسد که پر از ایده های جالب هستند.

منبع: Science in Life

Hey, mr. Scavo said the grease trap is overflowing again.

هی، آقای اسکاودو گفت تله چربی دوباره پر شده است.

منبع: Desperate Housewives Season 5

So, my office is overflowing with flowers.

بنابراین، دفتر من پر از گل است.

منبع: Super Girl Season 2 S02

The world is overflowing with information.

جهان پر از اطلاعات است.

منبع: Learning charging station

We tend to think of swamps as hostile landscapes since they're overflowing with plant and animal life.

ما معمولاً مرداب ها را به عنوان مناظر خصمانه در نظر می گیریم زیرا پر از گیاهان و جانوران است.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

It was idealistic, overflowing with neat tools and great notions.

این ایده آل بود، پر از ابزارها و ایده های عالی.

منبع: Steve Jobs' speech

Some 1.4m people have been displaced. Shelters are overflowing.

حدود 1.4 میلیون نفر آواره شده اند. پناهگاه ها پر شده اند.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید