pliers

[ایالات متحده]/ˈplaɪəz/
[بریتانیا]/ˈplaɪərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری که برای گرفتن، خم کردن یا بریدن استفاده می‌شود؛ انبرک‌های مورد استفاده در روش‌های پزشکی؛ شکل جمع انبر

عبارات و ترکیب‌ها

needle nose pliers

قیچی دم‌سوز

locking pliers

قیچی قفل‌دار

wire pliers

قیچی سیم‌چین

slip joint pliers

قیچی لولایی

diagonal pliers

قیچی موردی

flat nose pliers

قیچی پوزه صاف

combination pliers

قیچی ترکیبی

snipe nose pliers

قیچی پوزه عقابی

pump pliers

قیچی پمپ

screw pliers

قیچی پیچ‌گیر

جملات نمونه

i used pliers to fix the broken wire.

من از انبرد برای تعمیر سیم شکسته استفاده کردم.

make sure to grip the nail tightly with the pliers.

مطمئن شوید که میخ را با انبرد محکم نگه دارید.

the mechanic reached for his pliers to tighten the bolt.

مکانیک به سراغ انبردهای خود رفت تا پیچ را محکم کند.

these pliers are perfect for cutting small wires.

این انبردها برای برش سیم‌های کوچک عالی هستند.

he always carries a pair of pliers in his toolbox.

او همیشه یک جفت انبرد در جعبه ابزار خود دارد.

the pliers slipped, and i almost hurt myself.

انبردها لیز خوردند و من تقریباً به خودم آسیب زدم.

can you pass me the pliers from the table?

می‌توانید انبردها را از روی میز به من بدهید؟

using pliers can make the job much easier.

استفاده از انبردها می تواند کار را بسیار آسان تر کند.

he clamped the wire with the pliers.

او سیم را با انبرد بست.

don't forget to clean the pliers after use.

فراموش نکنید که بعد از استفاده انبردها را تمیز کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید