multiple plies
لایههای متعدد
layered plies
لایههای لایهشده
thin plies
لایههای نازک
thick plies
لایههای ضخیم
fiber plies
لایههای الیافی
ply bonding
چسباندن لایه
ply construction
ساختمان لایه
ply dimensions
ابعاد لایه
ply thickness
ضخامت لایه
ply orientation
جهتگیری لایه
she plies her trade as a skilled artisan.
او تجارت خود را به عنوان یک صنعتگر ماهر دنبال میکند.
the fisherman plies his nets in the early morning.
ماهیگیر در ساعات اولیه صبح تور خود را میاندازد.
he plies his craft with great dedication.
او با تعهد فراوان، هنر خود را دنبال میکند.
the tour guide plies the same route every day.
راهنمای تور هر روز همان مسیر را طی میکند.
she plies her knowledge of languages to help others.
او از دانش خود در مورد زبانها برای کمک به دیگران استفاده میکند.
the vendor plies his goods at the local market.
فروشنده کالاهايش را در بازار محلی عرضه میکند.
he plies his skills in the kitchen to impress guests.
او برای تحت تاثیر قرار دادن مهمانان، مهارتهای آشپزی خود را به کار میگیرد.
the artist plies her brush with precision.
هنرمند با دقت قلممویش را به کار میگیرد.
she plies her arguments convincingly during debates.
او در طول بحثها، استدلالهای خود را به طور قانعکنندهای مطرح میکند.
the sailor plies the waters of the bay daily.
ملوان هر روز آبهای خلیج را طی میکند.
multiple plies
لایههای متعدد
layered plies
لایههای لایهشده
thin plies
لایههای نازک
thick plies
لایههای ضخیم
fiber plies
لایههای الیافی
ply bonding
چسباندن لایه
ply construction
ساختمان لایه
ply dimensions
ابعاد لایه
ply thickness
ضخامت لایه
ply orientation
جهتگیری لایه
she plies her trade as a skilled artisan.
او تجارت خود را به عنوان یک صنعتگر ماهر دنبال میکند.
the fisherman plies his nets in the early morning.
ماهیگیر در ساعات اولیه صبح تور خود را میاندازد.
he plies his craft with great dedication.
او با تعهد فراوان، هنر خود را دنبال میکند.
the tour guide plies the same route every day.
راهنمای تور هر روز همان مسیر را طی میکند.
she plies her knowledge of languages to help others.
او از دانش خود در مورد زبانها برای کمک به دیگران استفاده میکند.
the vendor plies his goods at the local market.
فروشنده کالاهايش را در بازار محلی عرضه میکند.
he plies his skills in the kitchen to impress guests.
او برای تحت تاثیر قرار دادن مهمانان، مهارتهای آشپزی خود را به کار میگیرد.
the artist plies her brush with precision.
هنرمند با دقت قلممویش را به کار میگیرد.
she plies her arguments convincingly during debates.
او در طول بحثها، استدلالهای خود را به طور قانعکنندهای مطرح میکند.
the sailor plies the waters of the bay daily.
ملوان هر روز آبهای خلیج را طی میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید