plumy

[ایالات متحده]/ˈpluːmi/
[بریتانیا]/ˈpluːmi/

ترجمه

adj. پر دار; شبیه پر; تزئین شده با پر

عبارات و ترکیب‌ها

plumy feathers

پرکه‌

plumy tail

دم‌پری

plumy texture

بافت پُرزدار

plumy clouds

ابر‌های پُرزدار

plumy hair

موهای پُرزدار

plumy pillows

بالش‌های پُرزدار

plumy coat

کُت پُرزدار

plumy plants

گیاهان پُرزدار

plumy appearance

ظاهر پُرزدار

جملات نمونه

the plumy feathers of the bird shimmered in the sunlight.

پرهای پُرزدار پرنده در نور خورشید می‌درخشیدند.

she wore a plumy scarf that added elegance to her outfit.

او یک روسری پُرزدار پوشیده بود که به لباسش ظرافت می‌بخشید.

the plumy tail of the fox was a beautiful sight in the forest.

دم پُرزدار روباه صحنه‌ای زیبا در جنگل بود.

he admired the plumy clouds floating across the blue sky.

او به ابرهای پُرزدار که در آسمان آبی شناور بودند، نگاه کرد.

the artist painted a plumy landscape filled with vibrant colors.

هنرمند یک منظره پُرزدار با رنگ‌های زنده نقاشی کرد.

her plumy hairstyle made her stand out at the party.

مدل موی پُرزدار او باعث شد در مهمانی از دیگران متمایز شود.

the plumy texture of the fabric felt luxurious against her skin.

بافت پُرزدار پارچه در برابر پوستش حس لوکس بودن را القا می‌کرد.

he chose a plumy pillow for extra comfort while sleeping.

او یک بالش پُرزدار برای راحتی بیشتر هنگام خواب انتخاب کرد.

the garden was filled with plumy flowers swaying in the breeze.

باغ پر از گل‌های پُرزدار بود که در نسیم تاب می‌خوردند.

the plumy design of the curtains added a touch of sophistication to the room.

طرح پُرزدار پرده‌ها کمی ظرافت به اتاق بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید