the city center is densely poblado during rush hour.
مرکز شهر در زمان ترافیک شدید به طور چگالی سکونت دارد.
that coastal village is beautifully poblado with colorful houses.
آن روستای ساحلی با خانههای رنگی به زیبایی سکونت دارد.
the ancient ruins show how poblado this area once was.
این باقیماندههای باستانی نشان میدهد که این منطقه چقدر چگالی سکونت داشته است.
this remote mountain region remains sparsely poblado.
این منطقه کوهستانی دورافتاده هنوز با جمعیت کم سکونت دارد.
historians discovered how heavily poblado the territory became under roman rule.
تاریخدانان کشف کردند که چگونه زیر حکومت رومی این منطقه به طور چگالی سکونت پیدا کرد.
the downtown area is heavily poblado with tourists during festival season.
منطقه مرکزی در فصل جشنها به طور چگالی با گردشگران سکونت دارد.
that small island is densely poblado despite its limited size.
آن جزیره کوچک با وجود اندازه محدودش به طور چگالی سکونت دارد.
the newly developed suburb quickly became poblado with young families.
این منطقه جدید توسعه یافته به سرعت با خانوادههای جوان سکونت پیدا کرد.
agricultural areas are more poblado than the desert regions.
مناطق کشاورزی بیشتر از مناطق بیابانی سکونت دارند.
the valley became highly poblado after the irrigation project was completed.
این وادی پس از اتمام پروژه آبیاری به طور چگالی سکونت پیدا کرد.
this neighborhood has been continuously poblado for over five centuries.
این محله به طور مداوم در طول پنج قرن سکونت داشته است.
the coastal region is more poblado than the interior mountains.
منطقه ساحلی بیشتر از کوههای داخلی سکونت دارد.
the city center is densely poblado during rush hour.
مرکز شهر در زمان ترافیک شدید به طور چگالی سکونت دارد.
that coastal village is beautifully poblado with colorful houses.
آن روستای ساحلی با خانههای رنگی به زیبایی سکونت دارد.
the ancient ruins show how poblado this area once was.
این باقیماندههای باستانی نشان میدهد که این منطقه چقدر چگالی سکونت داشته است.
this remote mountain region remains sparsely poblado.
این منطقه کوهستانی دورافتاده هنوز با جمعیت کم سکونت دارد.
historians discovered how heavily poblado the territory became under roman rule.
تاریخدانان کشف کردند که چگونه زیر حکومت رومی این منطقه به طور چگالی سکونت پیدا کرد.
the downtown area is heavily poblado with tourists during festival season.
منطقه مرکزی در فصل جشنها به طور چگالی با گردشگران سکونت دارد.
that small island is densely poblado despite its limited size.
آن جزیره کوچک با وجود اندازه محدودش به طور چگالی سکونت دارد.
the newly developed suburb quickly became poblado with young families.
این منطقه جدید توسعه یافته به سرعت با خانوادههای جوان سکونت پیدا کرد.
agricultural areas are more poblado than the desert regions.
مناطق کشاورزی بیشتر از مناطق بیابانی سکونت دارند.
the valley became highly poblado after the irrigation project was completed.
این وادی پس از اتمام پروژه آبیاری به طور چگالی سکونت پیدا کرد.
this neighborhood has been continuously poblado for over five centuries.
این محله به طور مداوم در طول پنج قرن سکونت داشته است.
the coastal region is more poblado than the interior mountains.
منطقه ساحلی بیشتر از کوههای داخلی سکونت دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید