pocketbook

[ایالات متحده]/ˈpɒkɪtbʊk/
[بریتانیا]/ˈpɑːkɪtˌbʊk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کتاب کوچک برای نوشتن یادداشت‌ها؛ یک کیف یا کیف پول، به ویژه برای زنان؛ مقدار پول موجود برای خرج کردن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

pocketbook size

اندازه جیبی

pocketbook diary

دفترچه یادداشت جیبی

pocketbook edition

نسخه جیبی

pocketbook guide

راهنمای جیبی

pocketbook novel

رمان جیبی

pocketbook budget

بودجه جیبی

pocketbook collection

مجموعه جیبی

pocketbook money

پول جیبی

pocketbook planner

برنامه‌ریز جیبی

pocketbook notes

یادداشت‌های جیبی

جملات نمونه

she always carries a pocketbook filled with receipts.

او همیشه یک کیف دستی پر از رسید همراه دارد.

his pocketbook was too small to hold all the cash.

کیف دستی او خیلی کوچک بود که نتوانست تمام پول نقد را در خود جای دهد.

she decided to buy a new pocketbook for the summer.

او تصمیم گرفت یک کیف دستی جدید برای تابستان بخرد.

he found an old pocketbook in the attic.

او یک کیف دستی قدیمی در زیرشیرآزی پیدا کرد.

the pocketbook she received as a gift was beautiful.

کیف دستی که به عنوان هدیه دریافت کرد زیبا بود.

my pocketbook has a special compartment for coins.

کیف دستی من یک محفظه ویژه برای سکه دارد.

she jotted down notes in her pocketbook during the meeting.

او در طول جلسه یادداشت هایی در کیف دستی خود یادداشت کرد.

his pocketbook is always organized with different sections.

کیف دستی او همیشه با بخش های مختلف سازماندهی شده است.

she lost her pocketbook while shopping downtown.

او کیف دستی خود را در حین خرید در مرکز شهر گم کرد.

he prefers a leather pocketbook for its durability.

او کیف دستی چرمی را به دلیل دوامش ترجیح می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید