poles

[ایالات متحده]/pəʊlz/
[بریتانیا]/poʊlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع قطب; به قطب شمال یا جنوب اشاره دارد; نقاط یا اضلاع افراطی; چوب‌هایی که در فعالیت‌هایی مانند اسکی استفاده می‌شوند; تعداد موقعیت‌های قطبی

عبارات و ترکیب‌ها

north poles

قطب‌های شمال

south poles

قطب‌های جنوب

magnetic poles

قطب‌های مغناطیسی

electric poles

قطب‌های الکتریکی

utility poles

قطب‌های کاربردی

flag poles

قطب‌های پرچم

support poles

قطب‌های نگهدارنده

vertical poles

قطب‌های عمودی

wooden poles

قطب‌های چوبی

steel poles

قطب‌های فولادی

جملات نمونه

the earth has two poles: the north pole and the south pole.

زمین دو قطب دارد: قطب شمال و قطب جنوب.

many animals migrate between the poles depending on the season.

بسیاری از حیوانات بسته به فصل، بین قطب‌ها مهاجرت می‌کنند.

scientists study the effects of climate change at the poles.

دانشمندان اثرات تغییرات آب و هوایی را در قطب‌ها مطالعه می‌کنند.

electric poles are essential for power distribution.

قطب‌های الکتریکی برای توزیع برق ضروری هستند.

she used two poles to balance herself while skiing.

او از دو قطب برای حفظ تعادل خود در حین اسکی استفاده کرد.

the magnetic poles of the earth are constantly shifting.

قطب‌های مغناطیسی زمین به طور مداوم در حال تغییر هستند.

some cultures have legends about the poles of the earth.

برخی از فرهنگ‌ها افسانه‌هایی در مورد قطب‌های زمین دارند.

poles can be made of various materials, including wood and metal.

قطب‌ها را می‌توان از مواد مختلفی از جمله چوب و فلز ساخت.

in physics, poles refer to the ends of a magnet.

در فیزیک، قطب‌ها به انتهای یک مغناطیس اشاره دارد.

he marked the poles of the tent before setting it up.

او قبل از برپا کردن چادر، قطب‌های آن را مشخص کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید