policymaking

[ایالات متحده]/'pɒlɪsɪ,meɪkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpɑlɪsiˌmekɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تدوین سیاست، تصمیم‌گیری
adj. مربوط به تدوین سیاست، تصمیم‌گیری

جملات نمونه

policymaking committees; policymaking decisions.

کمیته‌های سیاست‌گذاری؛ تصمیمات سیاست‌گذاری

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید