polygonal

[ایالات متحده]/pə'liɡənəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. چندوجهی یا چندضلعی بودن، به شکل یک چندضلعی

عبارات و ترکیب‌ها

polygonal shape

شکل چندضلعی

irregular polygonal

چندضلعی نامنظم

polygonal structure

ساختار چندضلعی

جملات نمونه

Epidermal cells of Thermopsis are polygonal or irregular;anticlinal walls of the epidermal cells are sinuate,sinuolate or straight.

سلول‌های اپیدرمی ترموپسیس چند ضلعی یا نامنظم هستند؛ دیواره‌های آنتی‌کلاینال سلول‌های اپیدرمی سینوسی، سینیوولات یا صاف هستند.

The cells above the stratum basale were polygonal cells with central nucleus and cytoplasm filled with rough endoplasmic reticulum, ribosome, golgi apparatus and tonofibril.

سلول‌های بالای لایه بازالی سلول‌های چند ضلعی با هسته مرکزی و سیتوپلاسم پر شده از شبکه اندوپلاسمی خشن، ریبوزوم، دستگاه گلژی و تونوفیبریل بودند.

The building has a unique polygonal shape.

ساختمان دارای شکل چند ضلعی منحصر به فردی است.

The artist used polygonal shapes in their artwork.

هنرمند از شکل های چند ضلعی در اثر هنری خود استفاده کرد.

The computer game features polygonal graphics.

بازی کامپیوتری دارای گرافیک چندضلعی است.

The garden was designed with polygonal pathways.

باغ با مسیرهای چندضلعی طراحی شده است.

The jewelry box had a polygonal pattern on the lid.

جعبه جواهرات دارای الگوی چندضلعی روی درب بود.

The company logo is a polygonal design.

لوگوی شرکت یک طرح چندضلعی است.

The architecture firm specializes in polygonal structures.

شرکت معماری در ساختارهای چندضلعی تخصص دارد.

The artist created a series of polygonal sculptures.

هنرمند مجموعه‌ای از مجسمه‌های چندضلعی ایجاد کرد.

The new park features polygonal benches.

پارک جدید دارای نیمکت های چندضلعی است.

The interior design includes polygonal mirrors.

طراحی داخلی شامل آینه‌های چندضلعی است.

نمونه‌های واقعی

And that's when the first polygonal, or 3D, virtual football players were born.

و در آن زمان بود که اولین بازیکنان فوتبال مجازی چندضلعی یا سه بعدی متولد شدند.

منبع: Connection Magazine

Stephen looked at the black form of the adjacent house, where it cut a dark polygonal notch out of the sky, and felt that he hated the spot.

استیون به شکل سیاه خانه‌ی مجاور نگاه کرد، جایی که یک فرورفتگی چندضلعی تیره در آسمان ایجاد می‌کرد، و احساس کرد آن نقطه را می‌پسندد.

منبع: A pair of blue eyes (Part 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید