polysyllabic

[ایالات متحده]/ˌpɒlɪsɪ'læbɪk/
[بریتانیا]/ˌpɑləsɪ'læbɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شامل چند سیلاب، دارای چندین سیلاب

جملات نمونه

She struggled to pronounce the polysyllabic word correctly.

او برای تلفظ صحیح کلمه چند هجاوی مشکل داشت.

The teacher asked the students to identify polysyllabic words in the text.

معلم از دانش آموزان خواست کلمات چند هجاوی را در متن شناسایی کنند.

Learning polysyllabic words can improve vocabulary and reading skills.

یادگیری کلمات چند هجاوی می تواند به بهبود دایره لغات و مهارت های خواندن کمک کند.

The child was excited to learn new polysyllabic words in school.

کودک از یادگیری کلمات جدید چند هجاوی در مدرسه هیجان داشت.

The polysyllabic nature of the language made it challenging to learn.

طبیعت چند هجاوی زبان باعث می شد یادگیری آن چالش برانگیز باشد.

The book contained many polysyllabic terms that were difficult to understand.

در کتاب اصطلاحات چند هجاوی زیادی وجود داشت که درک آنها دشوار بود.

The polysyllabic poem was beautifully written and full of imagery.

شعر چند هجاوی به زیبایی نوشته شده و پر از تصاویر بود.

The polysyllabic names of the characters added depth to the story.

نام های چند هجاوی شخصیت ها عمق بیشتری به داستان بخشید.

The polysyllabic language used in the scientific paper was precise and technical.

زبان چند هجاوی مورد استفاده در مقاله علمی دقیق و فنی بود.

The polysyllabic chant echoed through the stadium during the game.

هم نوایی چند هجاوی در طول بازی در استادیوم طنین انداز شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید