pond

[ایالات متحده]/pɒnd/
[بریتانیا]/pɑːnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک توده کوچک از آب ساکن؛ (برکه) (غیررسمی) اقیانوس اطلس
v. مسدود کردن و تشکیل یک دریاچه کوچک.
Word Forms
جمعponds

عبارات و ترکیب‌ها

fish pond

گودال ماهی

garden pond

گودال باغ

water lily pond

گودال نیلوفر آبی

lotus pond

گودال نیلوفر

oxidation pond

استخر اکسیداسیون

stabilization pond

گودال تثبیت

tailing pond

گودال دم

settling pond

گودال ته نشین

tailings pond

گودال دوده

water pond

گودال آب

جملات نمونه

The pond was in flood.

گودال در سیلاب بود.

work on the pond is progressing.

کار روی گودال در حال پیشرفت است.

a pond with fish in it

گودالی با ماهی در آن

The ice on that pond is unsafe for skating.

یخ آن برکه برای اسکیت سواری ناامن است.

at the brink of the pond I hesitated.

در آستانه حوض مرددم.

ponder upon the problem

در مورد مشکل فکر کنید

The frog plopped into the pond.

قورباغه در برکه پرید.

The pond teemed with tadpoles.

گودال مملو از نوک‌موشکی بود.

the pond water is slightly cloudy.

آب گودال کمی ابری است.

the pond is fed by a small stream.

گودال توسط یک جریان کوچک تغذیه می شود.

a pond two miles around.

یک برکه به مساحت دو مایلی

the surface water of a pond or lake.

آب سطحی یک گودال یا دریاچه.

a pond skimmed with ice

گودالی که سطح آن با یخ پوشیده شده است

The pond is speckled with foam.

گودال با کف درهم و برهم است.

The pond was iced over.

گودال پر از یخ بود.

Adapt to outside, pond and rockwork.

با فضای باز، حوض و سنگریزه سازگار شوید.

a still pond; still waters.

یک گودال ساکن؛ آب های آرام.

a boathouse near the margin of the pond;

یک اسکله کنار حاشیهٔ برکه;

Fishing in this pond is strictly preserved.

ماهیتکشی در این گودال به شدت حفظ می شود.

They call this pond a lake by courtesy only.

آنها به صرف ادب این برکه را دریا می‌نامند.

نمونه‌های واقعی

If you're not in a hurry, I can dig you a koi pond.

اگر عجله‌ای ندارید، می‌توانم یک برکه ماهی کری برایتان بکنم.

منبع: The Big Bang Theory Season 10

And help me clear the pond of weeds.

و به من کمک کنید تا برکه را از علف‌های هرز پاک کنم.

منبع: The Growth History of a Little Princess

I've seen duck ponds with better security.

من برکه‌های اردک با امنیت بهتر دیده‌ام.

منبع: Lost Girl Season 4

As algae covers the pond it blocks sunlight.

همانطور که جلبک سطح برکه را می‌پوشاند، نور خورشید را مسدود می‌کند.

منبع: Discovery documentary "Understanding Bacteria"

Check out this pond in Hawaii.

این برکه را در هاوایی بررسی کنید.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Leaves were floating on the surface of the pond.

برگ‌ها روی سطح برکه شناور بودند.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

You got the one bedroom, got your fish pond.

یک اتاق خواب دارید، برکه ماهی خود را دارید.

منبع: Gourmet food, prayer, and love

Then Anna stopped by a pond to feed the birds.

سپس آنا برای غذا دادن به پرندگان در کنار یک برکه توقف کرد.

منبع: VOA Let's Learn English (Level 2)

Fish jumped out of their bowls and ponds.

ماهی‌ها از کاسه‌ها و برکه‌هایشان بیرون پریدند.

منبع: New Curriculum Standard People's Education Press High School English (Compulsory 1)

My paddling pool is empty and admiral's pond is nearly gone.

استخر بازی من خالی است و برکه دریاسال تقریباً از بین رفته است.

منبع: The Growth History of a Little Princess

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید