reservoir

[ایالات متحده]/ˈrezəvwɑː(r)/
[بریتانیا]/ˈrezərvwɑːr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ذخیره آب، جمع‌آوری.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

water reservoir

سد آب

reservoir capacity

ظرفیت مخزن

reservoir management

مدیریت مخزن

irrigation reservoir

مخزن آبیاری

reservoir construction

ساخت و ساز مخزن

gas reservoir

حوضه گاز

oil reservoir

آبخوان نفت

reservoir engineering

مهندسی مخزن

carbonate reservoir

حوضه کربناته

reservoir rock

سنگ مخزن

reservoir pressure

فشار مخزن

reservoir fluid

سیال مخزن

reservoir conditions

شرایط مخزن

conglomerate reservoir

سد هلدینگ

petroleum reservoir

حوزه نفتی

clastic reservoir

مخزن کلاستی

heat reservoir

مخزن حرارتی

storage reservoir

مخزن ذخیره سازی

regulating reservoir

تنظیم مخزن

reservoir engineer

مهندس مخزن

reservoir volume

حجم مخزن

pressure reservoir

مخزن فشار

جملات نمونه

a reservoir of manpower

یک منبع نیروی انسانی

a reservoir of gratitude.

یک منبع قدردانی.

a reservoir encompassed by mountains

یک مخزن که توسط کوه‌ها احاطه شده است

Enterprise must have a reservoir of cheap labour.

شرکت باید انباری از نیروی کار ارزان داشته باشد.

rules that prohibit swimming in the reservoir;

قوانینی که شنا در مخزن را ممنوع می‌کند;

the two reservoirs supply about 1% of the city's needs.

دو مخزن حدود 1٪ از نیازهای شهر را تامین می کنند.

Fresh water was at a premium after the reservoir was contaminated.

پس از آلوده شدن مخزن، آب شیرین کمیاب و گران بود.

The stratigraphic offlap reservoirs are mainly near the shore line of RST.

مخازن لغزش استراتیگیک عمدتاً در نزدیکی خط ساحلی RST قرار دارند.

an irrigation scheme with dams, reservoirs, and channels.

یک طرح آبیاری با سدها، مخازن و کانال‌ها.

rains that filled the reservoirs to excess.

باران هایی که مخازن را بیش از حد پر کردند.

We must make use of our untapped reservoirs of talent.

ما باید از مخازن استعدادهای دست نخورده خود استفاده کنیم.

Scotland has always had a fine reservoir of comic talent.

اسکاتلند همیشه دارای مخزن خوبی از استعدادهای کمدی بوده است.

sluices connecting a reservoir with irrigated fields.

بندها که یک مخزن را به زمین‌های آبیاری متصل می‌کنند.

But the reservoirs of coastwise bar, lacustrine bay sandstone and shore sand occur in each tract.

اما مخازن میله ساحلی، ماسه سنگی خلیج دریاچه و ماسه ساحلی در هر قطعه رخ می دهد.

Spherical gas holders, cryogenic tank, unites de transport reservoirs de stockage.

نگهدارنده های گازی کروی، مخازن کرایوژنیک، واحد های حمل و نقل، مخازن ذخیره سازی.

The minimum underbalance is independent of viscosity and compressibility and of reservoir fluids.It is a function of the formation porosity, permeability and radius of perforation channels.

حداقل عدم تعادل مستقل از ویسکوزیته و قابلیت تراکم و سیالات مخزن است. این یک تابع از تخلخل، نفوذپذیری و شعاع کانال‌های سوراخ‌کاری سازند است.

Type of pore in reservoir is mainly secondary pore space, mainly including intragrain vugular pore and puncta.

نوع منفذ در مخزن عمدتاً فضای منفذ ثانویه است که عمدتاً شامل منفذ وگولار و پونتا بین دانه ای است.

نمونه‌های واقعی

So, these are relatively small reservoir.

بنابراین، اینها نسبتاً مخازن کوچکی هستند.

منبع: CNN Selected March 2016 Collection

It creates a reservoir under the surface.

این یک مخزن را در زیر سطح ایجاد می کند.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

There are several reservoirs in the carbon cycle.

چندین مخزن در چرخه کربن وجود دارد.

منبع: Connection Magazine

We also visit water reservoir, big lake, which was partly frozen.

ما همچنین از مخزن آب، یک دریاچه بزرگ که تا حدی یخ زده بود، بازدید می کنیم.

منبع: CNN 10 Student English April 2019 Collection

A prehistoric stone circle emerges from a drying up reservoir.

یک دایره سنگی پیش از تاریخ از یک مخزن در حال خشک شدن بیرون می آید.

منبع: PBS Interview Environmental Series

Lindemeier says the countries are considered a joint reservoir of the virus.

لیندیمایر می گوید این کشورها به عنوان یک مخزن مشترک ویروس در نظر گرفته می شوند.

منبع: VOA Daily Standard April 2019 Collection

It's a system that has worked for decades when reservoirs were full.

این سیستمی است که در دهه‌ها زمانی که مخازن پر بودند، کار کرده است.

منبع: This month VOA Daily Standard English

They had all come to see the reservoir.

همه برای دیدن مخزن آمده بودند.

منبع: New Standard High School English Compulsory Volume 3 by Foreign Language Teaching and Research Press

Vast reservoirs will catch the monsoon rains to replenish the aquifers.

مخازن وسیع باران‌های موسمی را برای تجدید نظر آب‌های زیرزمینی جمع آوری می‌کنند.

منبع: "BBC Documentary: Home"

I'm driving this thing to the reservoir.

من این وسیله را به سمت مخزن می‌رانم.

منبع: Modern Family - Season 02

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید