poppycocks nonsense
حرفهای بیاساس
utter poppycocks
حرفهای بیاساس محض
poppycocks and nonsense
حرفهای بیاساس و مزخرف
poppycocks aside
با کنار گذاشتن حرفهای بیاساس
poppycocks everywhere
حرفهای بیاساس در همه جا
poppycocks galore
حرفهای بیاساس فراوان
poppycocks abound
حرفهای بیاساس فراوان هستند
no more poppycocks
دیگر خبری از حرفهای بیاساس نیست
poppycocks must stop
باید حرفهای بیاساس متوقف شوند
poppycocks all around
حرفهای بیاساس همه جا وجود دارد
don't listen to his poppycocks about the weather.
به حرفهای بیاساس او در مورد هوا نشنوید.
she dismissed his poppycocks as mere nonsense.
او حرفهای بیاساس او را صرفاً پوچ و بیمعنی دانست.
his poppycocks about politics are hard to believe.
حرفهای بیاساس او در مورد سیاست باور کردن ندارد.
they filled the conversation with poppycocks and jokes.
آنها مکالمه را با حرفهای بیاساس و شوخی پر کردند.
stop spouting poppycocks and get to the point.
حرفهای بیاساس زدن را متوقف کنید و به اصل مطلب بروید.
his poppycocks about his achievements were amusing.
حرفهای بیاساس او در مورد دستاوردش خندهدار بود.
everyone knows that his stories are just poppycocks.
همه میدانند که داستانهای او فقط حرفهای بیاساس هستند.
she often talks poppycocks when she’s nervous.
او اغلب وقتی عصبی است، حرفهای بیاساس میگوید.
his poppycocks about the past are legendary.
حرفهای بیاساس او در مورد گذشته افسانهای است.
let's not waste time on poppycocks during the meeting.
بیایید در طول جلسه وقت خود را با حرفهای بیاساس تلف نکنیم.
poppycocks nonsense
حرفهای بیاساس
utter poppycocks
حرفهای بیاساس محض
poppycocks and nonsense
حرفهای بیاساس و مزخرف
poppycocks aside
با کنار گذاشتن حرفهای بیاساس
poppycocks everywhere
حرفهای بیاساس در همه جا
poppycocks galore
حرفهای بیاساس فراوان
poppycocks abound
حرفهای بیاساس فراوان هستند
no more poppycocks
دیگر خبری از حرفهای بیاساس نیست
poppycocks must stop
باید حرفهای بیاساس متوقف شوند
poppycocks all around
حرفهای بیاساس همه جا وجود دارد
don't listen to his poppycocks about the weather.
به حرفهای بیاساس او در مورد هوا نشنوید.
she dismissed his poppycocks as mere nonsense.
او حرفهای بیاساس او را صرفاً پوچ و بیمعنی دانست.
his poppycocks about politics are hard to believe.
حرفهای بیاساس او در مورد سیاست باور کردن ندارد.
they filled the conversation with poppycocks and jokes.
آنها مکالمه را با حرفهای بیاساس و شوخی پر کردند.
stop spouting poppycocks and get to the point.
حرفهای بیاساس زدن را متوقف کنید و به اصل مطلب بروید.
his poppycocks about his achievements were amusing.
حرفهای بیاساس او در مورد دستاوردش خندهدار بود.
everyone knows that his stories are just poppycocks.
همه میدانند که داستانهای او فقط حرفهای بیاساس هستند.
she often talks poppycocks when she’s nervous.
او اغلب وقتی عصبی است، حرفهای بیاساس میگوید.
his poppycocks about the past are legendary.
حرفهای بیاساس او در مورد گذشته افسانهای است.
let's not waste time on poppycocks during the meeting.
بیایید در طول جلسه وقت خود را با حرفهای بیاساس تلف نکنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید