porch

[ایالات متحده]/pɔːtʃ/
[بریتانیا]/pɔːrtʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ورودی پوشیده به یک ساختمان؛ یک ایوان یا پیاده‌رو
Word Forms
جمعporches

عبارات و ترکیب‌ها

front porch

تراس جلو

screened porch

حیاط پوشیده

covered porch

حیاط پوشیده

back porch

حیاط پشتی

wrap-around porch

حیاط دور

جملات نمونه

a house with a wide porch in front.

یک خانه با یک ایوان بزرگ در جلو

a glassed-in porch that caught the sun.

یک ایوان شیشه‌ای که نور خورشید را به خود جذب می‌کرد.

a glassed-in porch; a glassed-in bookcase.

یک ایوان شیشه‌ای؛ یک کتابخانه شیشه‌ای.

She would appear on the porch and reign over the street in magisterial beauty.

او روی ایوان ظاهر می‌شد و با شکوهی اقتدارآمیز بر خیابان حکومت می‌کرد.

she flip-flopped off the porch in battered trainers.

او با دمپایی‌های کهنه از ایوان بیرون رفت.

an unenclosed porch; unenclosed common land.

یک ایوان بدون سقف؛ زمین‌های مشترک بدون سقف.

One morning we came upon an abandoned undernourished puppy on the porch.

یک روز صبح، ما به یک توله سگ رها شده و بد حال روی ایوان برخوردیم.

The traveller pushed open the door, elbowed an ancient calash under the porch, and entered the courtyard.

سفر کننده در را باز کرد، یک کالاش باستانی را زیر ایوان هل داد و وارد حیاط شد.

"Narthex: Long, narrow porch, usually colonnaded or arcaded, crossing the entire width of a church at its entrance."

"[Narthex: راهروی بلند و باریک، معمولاً ستون‌دار یا دارای طاقچه‌ها، که در عرض کلیسا در ورودی آن قرار دارد.]"

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید