portly

[ایالات متحده]/'pɔːtlɪ/
[بریتانیا]/'pɔrtli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. اضافه وزن; حجیم
n. فردی که اضافه وزن دارد; لباس‌های سایز بزرگ اضافی

جملات نمونه

he was a man of portly presence.

او مردی با هیکل درشت بود.

He would make a feast of the portly grunter.

او می خواست ماهی چاق را به یک جشن تبدیل کند.

He was a portly man with a jolly demeanor.

او مردی درشت هیکل با رفتاری شادمانه بود.

The portly chef prepared a delicious feast for the guests.

سرآشپز درشت هیکل یک فستیوال خوشمزه برای مهمانان آماده کرد.

The portly cat lazily lounged in the sun.

گربه درشت هیکل به آرامی در آفتاب دراز کشیده بود.

Despite his portly appearance, he was surprisingly agile.

با وجود ظاهر درشت هیکلش، او به طرز شگفت انگیزی چابک بود.

The portly businessman greeted everyone with a warm smile.

تاجر درشت هیکل با لبخندی گرم با همه خوش و بشو کرد.

She chuckled at the sight of the portly penguin waddling on the ice.

او با دیدن پنگوئن درشت هیکل که روی یخ به آرامی قدم می زد، خندید.

The portly old man struggled to bend down and tie his shoelaces.

مرد پیر درشت هیکل برای خم شدن و بستن بند کفشش تلاش کرد.

The portly dog snored loudly as it napped on the couch.

سگ درشت هیکل در حالی که روی مبل می خوابید، با صدای بلند خرخره می کرد.

The portly police officer chased after the suspect with surprising speed.

سروان پلیس درشت هیکل با سرعت شگفت انگیزی تعقیب متهم را انجام داد.

Despite being portly, she moved with grace and elegance on the dance floor.

با وجود درشت هیکل بودن، او با وقار و ظرافت روی زمین رقص می رقصید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید