possessing

[ایالات متحده]/pəˈzɛsɪŋ/
[بریتانیا]/pəˈzɛsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. داشتن یا مالک چیزی بودن؛ نمایش یا نشان دادن یک کیفیت؛ اشغال یا کنترل کردن؛ احساس کردن یا تجربه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

possessing power

دارای قدرت

possessing skills

دارای مهارت

possessing knowledge

دارای دانش

possessing wealth

دارای ثروت

possessing talent

دارای استعداد

possessing confidence

دارای اعتماد به نفس

possessing influence

دارای نفوذ

possessing courage

دارای شجاعت

possessing resources

دارای منابع

possessing creativity

دارای خلاقیت

جملات نمونه

possessing great skills is essential for success.

داشتن مهارت‌های عالی برای موفقیت ضروری است.

she is possessing a unique talent for music.

او استعداد منحصر به فردی در موسیقی دارد.

possessing knowledge is power in today's world.

داشتن دانش قدرت است در دنیای امروز.

he is possessing a strong sense of responsibility.

او حس قوی مسئولیت پذیری دارد.

possessing a positive attitude can change your life.

داشتن نگرش مثبت می‌تواند زندگی شما را تغییر دهد.

they are possessing a wealth of experience in the field.

آنها تجربه زیادی در این زمینه دارند.

possessing the right tools makes the job easier.

داشتن ابزارهای مناسب کار را آسان تر می کند.

she is possessing a rare collection of stamps.

او مجموعه کمیاب تمبرهایی دارد.

possessing a good network can help you advance your career.

داشتن یک شبکه خوب می تواند به شما در ارتقای شغلی کمک کند.

he is possessing the qualities of a great leader.

او دارای ویژگی های یک رهبر بزرگ است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید