possessor

[ایالات متحده]/pəˈzesə/
[بریتانیا]/pə'zɛsɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مالک
Word Forms

جملات نمونه

his father was the possessor of a considerable fortune.

پدرش مالک ثروت قابل توجهی بود.

He is the fortunate possessor of a fine singing voice.

او صاحب خوشبختی یک صدای خوانندگی خوب است.

Diligence and thrift made him a possessor of warm fortunes.

تلاش و قناعت او را به صاحب ثروت‌های گرم تبدیل کرد.

possessor of rare artifacts

مالک آثار باستانی کمیاب

possessor of valuable information

مالک اطلاعات ارزشمند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید