postboxes

[ایالات متحده]/[ˈpɒstˌbɒks]/
[بریتانیا]/[ˈpɒstˌbɒks]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جعبه که در آن نامه‌ها و بسته‌ها رها می‌شوند؛ ظرفی برای دریافت پست؛ جمع postbox.

عبارات و ترکیب‌ها

check postboxes

چک کردن پست‌بокس‌ها

empty postboxes

پست‌بокس‌های خالی

find postboxes

پیدا کردن پست‌بокس‌ها

near postboxes

نزدیک پست‌بокس‌ها

public postboxes

پست‌بокس‌های عمومی

postboxes installed

پست‌بокس‌های نصب شده

postbox near

پست‌بکس نزدیک

postboxes outside

پست‌بکس‌های خارجی

postboxes along

پست‌بکس‌های در مسیر

postbox location

موقعیت پست‌بکس

جملات نمونه

we need to empty the postboxes every day.

باید هر روز پست‌بُکس‌ها را خالی کنیم.

the postboxes were overflowing with letters.

پست‌بُکس‌ها از نامه‌ها پر شده بودند.

he dropped a letter into the nearest postbox.

او یک نامه را در نزدیک‌ترین پست‌بُکس ریخت.

the red postboxes are a classic british sight.

پست‌بُکس‌های قرمز یک دیدگاه کلاسیک انگلیسی هستند.

she checked the postboxes for any mail.

او پست‌بُکس‌ها را برای بررسی هرگونه پستی چک کرد.

the postboxes are located on every street corner.

پست‌بُکس‌ها در گوشه‌ی هر خیابان قرار دارند.

he collected the mail from the postboxes.

او پست‌بُکس‌ها را برای جمع‌آوری پستی چک کرد.

the postboxes were damaged during the storm.

پست‌بُکس‌ها در طی بارش آسیب دیدند.

we installed new postboxes in the area.

ما پست‌بُکس‌های جدیدی در این منطقه نصب کردیم.

the postboxes are a vital part of the postal service.

پست‌بُکس‌ها بخشی حیاتی از سرویس پستی هستند.

he painted the postboxes bright blue.

او پست‌بُکس‌ها را به رنگ آبی روشن رنگ کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید