posteriors

[ایالات متحده]/ˈpɒstəriəz/
[بریتانیا]/ˈpɑːstəriərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمت پشتی بدن انسان؛ نشیمنگاه

عبارات و ترکیب‌ها

posteriors exposed

Posteriorها در معرض دید

posteriors covered

Posteriorها پوشیده شده

posteriors aligned

Posteriorها تراز شده

posteriors padded

Posteriorها با پد محافظت شده

posteriors supported

Posteriorها پشتیبانی شده

posteriors raised

Posteriorها بالا برده شده

posteriors adjusted

Posteriorها تنظیم شده

posteriors strengthened

Posteriorها تقویت شده

posteriors examined

Posteriorها بررسی شده

posteriors protected

Posteriorها محافظت شده

جملات نمونه

they sat on their posteriors for hours during the movie.

آنها ساعت‌ها در طول فیلم روی باسن‌های خود نشستند.

after the long hike, my posteriors were sore.

بعد از پیاده‌روی طولانی، باسن‌هایم درد می‌کردند.

the children slid down the hill, landing on their posteriors.

کودکان از تپه سر خوردند و روی باسن‌های خود فرود آمدند.

she laughed so hard that she almost fell on her posteriors.

او آنقدر خندید که تقریباً روی باسن‌های خود افتاد.

he complained about his posteriors hurting after sitting too long.

او در مورد درد باسن‌هایش بعد از نشستن زیاد شکایت کرد.

they fell on their posteriors while playing in the snow.

آنها در حین بازی در برف روی باسن‌های خود افتادند.

it's important to have good posture to protect your posteriors.

برای محافظت از باسن‌های خود مهم است که وضعیت بدنی خوبی داشته باشید.

he landed awkwardly, causing pain in his posteriors.

او به طرز ناخوشاینی فرود آمد که باعث درد در باسن‌هایش شد.

she adjusted her seat to be more comfortable for her posteriors.

او صندلی خود را برای راحتی بیشتر باسن‌هایش تنظیم کرد.

they had to take breaks to relieve pressure on their posteriors.

آنها مجبور شدند استراحت کنند تا فشار روی باسن‌های خود را کاهش دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید